X
تبلیغات
روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران - پایان نامه ها
 
تصاویر زیباسازی نایت اسکین

منبع



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
بررسي ساختار عاملي، روايي و اعتبار مقياس گرايشهاي اجتماعي مطلوب در بين دانشجويان
كجباف محمدباقر,سجاديان ايلناز*,نوري ابوالقاسم
* دانشگاه اصفهان

اين پژوهش با هدف بررسي روايي و پايايي مقياس گرايشهاي اجتماعي مطلوب در بين دانشجويان دوره كارشناسي دانشگاه اصفهان به مرحله اجرا درآمده است. جامعه آماري اين پژوهش را كليه دانشجويان دوره كارشناسي دانشگاه اصفهان در سال تحصيلي 1388-1387 تشكيل مي دادند كه به روش تصادفي ساده و بر حسب فرمول تعيين حجم کوهن و همکاران (2000)، تعداد 300 نفر بعنوان نمونه در نظر گرفته شدند. پرسشنامه هايي كه به طور همزمان در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند بدين شرح است: پرسشنامه 25 سوالي گرايشهاي اجتماعي مطلوب تجديدنظر شده كارلو و همکاران (2003)، پرسشنامه 20 سوالي رفتار اجتماعي مطلوب جهاني راشتون و همکاران، (1981)، پرسشنامه 7 سوالي نگراني هاي همدلانه ديويس (1983)، پرسشنامه 4 سوالي ارزشهاي نوعدوستانه نيكل (1998)، وب و همکاران (2000) و پرسشنامه 4 سوالي انگيزش مسووليت اجتماعي استيل و همكاران (2008). در پايايي از ضرايب آلفاي كرونباخ، اسپيرمن - براون،گاتمن و بازآزمايي و در روايي از تحليل عاملي (مولفه هاي اصلي و چرخش از نوع واريماكس) و روايي همزمان (همبستگي بين مقياسها) استفاده شده است. نتايج حاصله نشان داد كه ضريب آلفاي كرونباخ براي مقياسهاي گرايشهاي اجتماعي مطلوب تجديدنظر شده، رفتارهاي اجتماعي مطلوب جهاني، نگراني هاي همدلانه، ارزشهاي نوعدوستانه و انگيزش مسووليت اجتماعي، به ترتيب برابر با 0.861، 0.845، 0.600، 0.500، 0.782 هستند. روايي همزمان بين پرسشنامه هاي گرايشهاي اجتماعي مطلوب تجديدنظر شده با مقياسهاي رفتارهاي اجتماعي مطلوب جهاني، نگراني هاي همدلانه، ارزشهاي نوعدوستانه و انگيزش مسووليت اجتماعي در سطح (p<0.0001) معنادار بود. نتايج تحليل عاملي براي پرسشنامه گرايشهاي اجتماعي مطلوب كارلو و همكاران (2003) نشان داد كه اين پرسشنامه داراي پنج عامل به نامهاي رفتارهاي اجتماعي مطلوب ناشناس (گمنام)، نوعدوستانه و جمعي، هيجاني، در موقعيت بحراني (اضطراري) و متابعت آميز است.

كليد واژه: گرايشهاي اجتماعي مطلوب، رفتار اجتماعي مطلوب جهاني، نگراني هاي همدلانه، ارزشهاي نوعدوستانه، انگيزش مسووليت اجتماعي، پايايي، روايي

ن : فاطمه بیدی
ت : 90/07/01

دكتر مهران فرهادی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان «نقش سبکهای ابراز و مهار خشم و سطح اضطراب خصیصه ای در واکنش قلبی- عروقی» به تاریخ سوم آذرماه 1388 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر نیما قربانی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

 به منظور بررسی نقش اضطراب خصیصه‌ای و سبک‌های ابراز و مهار خشم در واکنش قلبی عروقی، در مطالعة نخست 427 دانشجوی ساکن کوی دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند و پرسشنامه‌های اضطراب خصیصه‌ای، سبک‌های ابراز و مهار خشم و صفت خشم روی آنان اجرا شد. نتایج نشان داد: الف) اضطراب خصیصه‌ای با خشم خصیصه‌ای همبستگی مثبت دارد. ب) سبکهای ابراز و مهار خشم با سطوح اضطراب خصیصه‌ای رابطه دارد؛ یعنی بیشتر افرادی که اضطراب خصیصه‌ای بالایی دارند خشم خود را به صورت بیرونی و درونی ابراز می‌کنند و بیشتر افرادی که اضطراب خصیصه‌ای پایینی دارند خشم خود را به صورت بیرونی و درونی مهار می‌کنند. در مطالعة دوم با توجه به سطح اضطراب (بالا و پایین) و چهار سبک ابراز و مهار خشم بیرونی (رفتاری) و درونی (جسمانی)، 108 نفر از نمونة نخست در هشت گروه انتخاب شدند. در مرحلة بعد، واکنش قلبی عروقی افراد در موقعیت استرس‌زای مشاهدة چند فیلم مستند ترسناک و خشن (جمعاً 15 دقیقه) مورد بررسی قرار گرفت. واکنش قلبی عروقی آزمودنیها شامل ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، و فشارخون دیاستولیک با استفاده از دستگاه مونیتورینگ به صورت مستمر ثبت شد و میانگین واکنشها به دست آمد. نتایج نشان داد سطوح بالا و پایین اضطراب خصیصه‌ای اثر متفاوتی بر واکنش‌های قلبی عروقی نداشتند، سبکهای ابراز و مهار خشم نیز بر واکنش‌های قلبی عروقی اثر متفاوتی نداشتند، اما سبکهای ابراز و مهار خشم و سطح اضطراب خصیصه‌ای در واکنش قلبی عروقی اثر متقابل داشتند؛ بدین معنی که ابراز بیرونی (رفتاری) خشم همراه با اضطراب بالا، با واکنش قلبی عروقی (ضربان قلب) پایین و ابراز بیرونی خشم همراه با اضطراب پایین با واکنش قلبی عروقی بالا همراه بود. این مسأله در مورد ابراز درونی (جسمانی) خشم متضاد بود؛ یعنی ابراز درونی خشم همراه با اضطراب بالا با واکنش قلبی عروقی بالا‌، و ابراز درونی خشم همراه با اضطراب پایین با واکنش قلبی عروقی پایین‌ همراه بود. همچنین هنگامی که مهار درونی (جسمانی) و بیرونی (رفتاری) خشم با سطح اضطراب بالا همراه باشد، واکنش قلبی عروقی (ضربان قلب) کمتر از زمانی است که این سبکها با اضطراب پایین همراه باشند. ممکن است افراد دارای اضطراب خصیصه‌ای بالا و ابراز بیرونی خشم با ابراز خشم از تجربة آزار دهندة استرس اجتناب کنند و نیز براساس مدل پاسخ جبرانیِ پاسخهای شرطی، مکانیزمی جبرانی واکنشی مخالف با واکنش اولیه (افزایش ضربان قلب) را ایجاد و باعث کاهش ضربان قلب می‌شود. همچنین ممکن است این افراد با استفاده از مکانیزم همسانسازی با پرخاشگر اضطراب خود را کاهش داده و ضربان قلب خود را پایین ‌آورند. یافته‌ها بر احتمال عدم ارتباط خطی خشم و واکنشهای قلبی عروقی و ضرورت مطالعات دقیق‌تر و پیچیده‌تر در این خصوص تأکید کرده‌اند.‌

واژه هاي کليدي: اضطراب خصیصه‌ای (صفتی)، سبک‌های ابراز و مهار خشم، واکنش قلبی عروقی.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر طیبه فردوسی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان «بررسی عوامل روان­شناختی مؤثر بر تصادفات رانندگی و ارائه الگوی مداخله در کاهش آن» به تاریخ پاییز 1388 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر علی­اصغر احمدی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

از میان عوامل مؤثر بر تصادفات رانندگی باور رایج به تاثیر عوامل انسانی تأکید دارد. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل روان­شناختی مؤثر بر تصادفات رانندگی و ارائه الگو مداخله در کاهش آن با روش پس رویدادی یا علی- مقایسه­ای به انجام رسید. نمونۀ تحقیق شامل 567 راننده تصادفی و غیرتصادفی عادی (به ترتیب 206 و 201 نفر) و پرخطر (به ترتیب 73 و 87 نفر) و همچنین 105 کارشناس تصادف بود که همگی با روش نمونه­گیری تصادفی (خوشه­ای یک مرحله­ای و یا تصادفی ساده) انتخاب شده بودند. این گروه از طریق پرسشنامه و آزمون­های ویژگی­های دموگرافیک و نگرش سنج عوامل تصادف مربوط به راننده­ها و کارشناسان و فقط راننده­ها با آزمون­های دقت بوناردل، پرسشنامه پرخاشگری AGQ، ویژگی­های شخصیتی مربوط به رانندگان (IVPE)، زمان واکنش و مصاحبه ساخت­دار بالینی براساس DSM4 مورد بررسی قرار گرفتند.

نتایج در خصوص مقایسه دو گروه رانندگان تصادفی (یک بار تصادف کرده) و غیرتصادفی (سه سال یا بیشتر تصادف نکرده) با آزمون t، بیانگر تفاوت معنادار در برخی خرده مقیاس­های دقت، زمان­واکنش و پرخاشگری بود. همچنین مقایسه رانندگان تصادفی (چهار بار بیشتر) و غیرتصادفی (5 سال بیشتر) نشان داد که فقط در خرده مقیاس اول آزمون دقت، پرخاشگری و کلیه خرده مقیاس­های شخصیت (غیر از احساس مسئولیت اجتماعی) تفاوت معنادار و از لحاظ اختلالات نیز تفاوت دو گروه فقط در بیماری صرع و اسکیزفرن­نیا معنادار شده بود.

 به نظر رانندگان تصادفی مهمترین عوامل مؤثر در تصادف آنان در بعد شناختی، حواس­پرتی، بعد هیجانی عصبی بودن، بعد رفتاری بی­احتیاطی و بالاخره عوامل بیرونی خطای ماشین­کناری است. در کلیه محورهای فوق­الذکر نیز رانندگان پرخطر به صورت مستقل و یا به صورت مقایسه­ای مورد بررسی قرار گرفتند. مقایسۀ رانندگان تصادفی و غیرتصادفی از لحاظ ویژگی­های دموگرافیک (سن، جنس، تحصیلات) توسط آزمون t، نشان داد که در مقولۀ سن و دو خرده مقیاس مربوط به دقت و در مقولۀ جنسیت خرده مقیاس دقت و خویشتن­داری و با آزمون یومان ویتنی نگرش دربارۀ مقررات و قوانین معنادار شده است. در خصوص تحصیلات نیز برخی از خرده مقیاس­های دقت، زمان­واکنش و شخصیت (ماجراجویی و هیجان­خواهی) با آزمون t معنادار شده است. مقایسۀ مناطق محل سکونت رانندگان تصادفی و غیرتصادفی و عوامل روان­شناختی تصادف با آزمون تحلیل واریانس و همچنین نوع تصادف رانندگی (خسارتی، جرحی و فوتی) با عوامل فوق­الذکر با استفاده از آزمون t معنادار شد. براساس پرسشنامه نگرش سنج، کارشناسان عوامل تصادف را عدم تمرکز، خستگی، مشکلات عاطفی و روانی، عجله و شتاب، عدم رعایت قوانین و مقررات، ضعف آموزش رانندگی و مشکلات اقتصادی ذکر کردند.

در فرضیه­های پژوهش نیز رابطۀ بین اوقات شبانه روز، انجام تخلفات و انحراف از قوانین و مقررات و طول مدت رانندگی (تجربه) با عوامل روان­شناختی مورد تائید قرار گرفت. در نهایت با روش لجستیک متغیرهای سن، دقت، زمان­واکنش، حواس­پرتی و خویشتن­داری به عنوان مهم­ترین عوامل پیش­بینی کننده تصادف به دست آمد.

واژه هاي کليدي: عوامل روان­شناختی، تصادف، رانندگی، رانندگان تصادفی و غیرتصادفی، رانندگان پرخطر، شخصیت راننده.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر حسن حمیدپور از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «مقايسه كارآيي شناخت درماني با طرح‌واره درماني در درمان زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگير: كاهش علايم، بهبود عملكرد، تغيير متغيرهاي ميانجي و فرآيند تغيير علايم» به تاریخ هفدهم اسفند 1388 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر بهروز دولتشاهی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

مقدمه: پژوهشهاي همه‌گير شناسي نشان داده‌اند كه اختلال اضطراب فراگير (GAD) يكي از شايع­ترين اختلال‌هاي روان شناختي است. اگرچه اكثر پژوهش‌هاي همه‌گير شناسي در ايران نشان داده‌اند كه GAD جزء شايعترين اختلال‌ها محسوب مي‌شود، امّا تحليل محتوي مقاله‌هاي چاپ شده، در مجله‌ها، فصل‌نامه‌هاي روان شناسي در ايران و همچنين خلاصه مقاله‌هاي كنگره‌ها، حاكي از آن است كه مداخلات درماني اندكي براي اين اختلال صورت گرفته است.

هدف: هدف پژوهش حاضر، مقايسه كارآيي شناخت درماني (مدل داگاس) با طرح‌واره درماني در درمان زنان مبتلا به GAD بود. در اين پژوهش، كاهش علايم، بهبود عملكرد، تغيير متغيرهاي ميانجي و فرآيند تغيير علايم، مورد بررسي قرار گرفت.

روش: در اين پژوهش از طرح تجربي تك موردي با خط پايه چندگانه استفاده گرديد. شش نفر از زنان مبتلا به GAD بر اساس اين ملاك‌ها به صورت «نمونه‌گيري هدفمند» انتخاب شدند: عدم سابقه ابتلا به اختلال سايكوتيك، دو قطبي و اختلال شخصيت شديد، عدم مصرف داروهاي روان گردان چهار ماه قبل از ورود به درمان، عدم دريافت درمان‌هاي روان شناختي قبلي، داشتن حداقل تحصيلات سيكل يا ديپلم. مراجعان به صورت پلكاني وارد درمان شدند. لازم به ذكر است كه هر شش نفر علاوه بر GAD، به اختلالات ديگري در محور I نيز مبتلا بودند. خط پايه دو جلسه بود و پس از پايان درمان در فواصل زماني يك ماهه، سه بار مرحله پيگيري انجام شد. شناخت درماني به مدت پانزده جلسة هفتگي (45 دقيقه) و طرح‌واره، درماني به مدت 20 جلسه هفتگي (45 دقيقه) صورت گرفت. در اين پژوهش از مقياس تحمل‌ناپذيري بلاتكليفي (IUS)، پرسشنامة نگراني ايالت پنسيلوانيا (PSWQ) پرسشنامه جهت‌گيري منفي نسبت به مشكل (NPOQ)، پرسشنامه اجتناب شناختي (CAQ)، پرسشنامه حوزه‌هاي نگراني (WDQ)، پرسشنامه اختلال اضطراب فراگير. ويراست چهارم (GADQ-IV)، پرسشنامه نگراني و اضطراب (WAQ) و پرسشنامه طرح‌واره يانگ - فرم كوتاه (YSQ-SF) استفاده شد. لازم به ذكر است كه تشخيص از طريق مصاحبه باليني ساختار يافته براي اختلالات محور (SCID-I) I و توسط روان پزشك صورت گرفت.

نتايج: نتايج اين پژوهش نشان داد كه هر دو روش درمان در كاهش شدت علايم و بهبود متغيرهاي ميانجي در بهبود تشخيصي، طرح‌واره درماني موفق‌تر از شناخت درماني بود. در فرآيند تغيير علايم جسماني بين اين دو روش تفاوت معناداري مشاهده نشد.

بحث: طرح‌واره درماني در مقايسه با شناخت درماني بيشتر توانست زنان مبتلا به GAD را در افزايش تحمل بلاتكليفي ياري دهد و همچنين شدت حوزه‌هاي نگراني را بيشتر كاهش داد كه اين پديده ممكن است به دليل تعديل سبك‌هاي مقابله‌اي و گستردگي حوزة مداخله در طرح واره درماني باشد. از سوي ديگر، شناخت درماني در كاهش اجتناب شناختي، موفق‌تر از طرح‌واره درماني بود كه اين پديده احتمالاً به دليل به كارگيري تكنيك‌هاي روياروسازي با نگراني رخ داده است. با اين كه علايم جسماني GAD را مستقيماً آماج اين دو روش درمان قرار نمي‌گيرند، اما باعث كاهش علايم مي‌شوند. هر چند ساز كار آن‌ها متفاوت است.

واژه هاي کليدي: شناخت درماني، طرح‌واره درماني، اختلال اضطراب فراگير، زنان، كارآيي.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16
دكتر مظاهر رضایی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان « اثر بخشی تفسیر انتقال بر فرآیند بینش، شدت افسردگی اساسی و علائم همراه در روان درمانی روان پویشی کوتاه مدت » به تاریخ 1388 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر پروانه محمدخانی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

هدف: پژوهش حاضر بررسی نقش بینش به عنوان واسطه اثر بخشی تفسیر انتقال در تغییر شدت افسردگی و علائم همراه در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی بود.

روش: در این پژوهش با استفاده از طرح تک آزمودنی چند خط پایه ای، 20 جلسه درمان هفته ای یکبار بر روی 6 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی اساسی،که به شیوه غیر تصادفی انتخاب شده بودند اجرا گردید. آزمودنی ها با تشخیص روان پزشک مبنی بر ابتلا به اختلال افسردگی اساسی و مصاحبه تشخیصی ساختار یافته برای اطمینان از محرز بودن ملاکهای ورود و خروج پژوهش در طرح پژوهش قرار گرفتند. علاوه بر مصاحبه تشخیصی ساختار یافته، نسخه دوم پرسشنامه افسردگی بک برای سنجش شدت افسردگی-و پرسشنامه مختصر علائم برای سنجش علائم همراه مورد استفاده قرار گرفت. مقیاس پیشرفت روان درمانی راتگرز برای ارزیابی بینش به کار گرفته شد. داده های تحقیق از طریق تحلیل میزان اثر و نمودارها مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته ها: تحلیل داده ها در 5 آزمودنی از 6 مورد شدت افسردگی و علائم همراه در نیمه دوم درمان کاهش پایدار نشان داد. تغییرات توام شدت افسردگی و علائم همراه با سطح بینش فقط در نیمه دوم درمان قانونمند بود.

نتیجه گیری: رابطه تغییر بینش با تغییر شدت افسردگی و علائم همراه آن بعد از تفسیر انتقال رابطه­ای غیر خطی می باشد.

 

واژه هاي کليدي: تفسیر انتقال، بینش، افسردگی اساسی، روان درمانی پویشی کوتاه مدت



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر سوسن علیزاده فرد از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی، با عنوان « مقايسه كاربرد و اثربخشي استعاره­هاي زبان اول و زبان دوم در فرايند استعاره درماني افراد دوزبانه داراي روان رنجوري افسردگي» به تاریخ دوم آبان 1388 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر حسن احدی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی هدايت شده است.

چكيده‌ی پایان‌نامه

هدف: اين پژوهش قصد داشت تا استعاره را بعنوان يك مفهوم شناختي - فرهنگي مورد بررسي قرار دهد. از اين جهت اولا مقايسه برخي ويژگي هاي شناختي (حافظه و معناگذاري) در كاربرد استعاره هاي زبان اول و دوم در افراد دوزبانه، و ثانيا مقايسه تاثير اين ويژگيها در اثربخشي استعاره هاي زبان اول و دوم در فرايند استعاره درماني افراد دوزبانه افسرده مورد بررسي قرار گرفت.

روش: در بخش اول اين پژوهش براي مقايسه تفاوت عملكرد كلي حافظه و سوگيري عاطفي حافظه از آزمون فراخواني آزاد و براي مقايسه معناگذاري از آزمون افتراق معنا استفاده شده است. مواد اين آزمونها، عبارات استعاري و غير استعاري به زبان فارسي و تركي آذري هستند. اين آزمونها بر روي 120 دانشجوي يك زبانه فارس و دوزبانه آذري، افسرده (غير باليني) و غير افسرده اجرا شد. همچنين در بخش دوم براي مقايسه اثربخشي درماني استعاره هاي زبان اول و دوم، 19 فرد دوزبانه آذري زبان داراي اختلال افسردگي اساسي در دو گروه تحت استعاره درماني قرار گرفتند. درمان گروه اول با استعاره هايي به زبان فارسي و درمان گروه دوم با استعاره­هايي به زبان آذري صورت پذيرفت.

يافته ها: در بخش اول پژوهش ميزان فراخواني مواد استعاري به نحو معناداري بيش از مواد غير استعاري بود. افراد دوزبانه استعاره­هاي زبان اول را بطور معناداري بيش از استعاره­هاي زبان دوم بياد آوردند. همچنین افراد افسرده استعاره‌هاي داراي بار هيجاني منفي را بيش از استعاره هاي داراي بار هيجاني مثبت بياد آوردند و اين تفاوت از نظر آماري معنادار بود. افراد دوزبانه افسرده، استعاره­هاي منفي زبان اول را به شكل معناداري بيش از استعار ه هاي منفي زبان دوم خود فراخواندند. همچنين معناگذاري مواد استعاري و غير استعاري در آزمون افتراق معنا، به شكل معناداري تفاوت داشت. افراد افسرده دوزبانه، استعاره هاي منفي را بصورت معناداري متفاوت از استعار ه هاي مثبت، معناگذاري كردند اما اين تفاوت در افراد يك زبانه معنادار نبود. افراد افسرده دوزبانه، استعار ه هاي زبان اول و زبان دوم خود را متفاوت معناگذاري كرده و اين تفاوت از نظر آماري معنادار بود. در بخش دوم پژوهش يافته ها نشان داد كه اگرچه رويكرد استعاره درماني در هر دو گروه منجر به كاهش معنادار نمرات افراد در آزمون افسردگي بك شده است اما میزان بهبودي گروه درمان با استعاره هاي زبان آذري بطور معناداري بيشتر بود.

نتيجه: مفاهيم استعاري با برخورداري از خصوصيات ارتباطي، شناختي و فرهنگي داراي ويژگيهاي خاصي هستند كه هر يك از اين ويژگيها در تعامل با ساير خصوصيات قرار دارد. از اينرو در بررسي و كاربرد استعاره ها لازم است تا ويژگيهاي شناختي و فرهنگي آنها در تعامل با نقش ارتباطي مورد توجه قرار گیرد. استعاره درماني، بعنوان نمونه اي مهم از كاربرد استعاره در روانشناسي، توجه به اين امر را از سوي درمانگران ضروري مي نمايد، چنانكه استفاده از استعاره‌هاي متناسب با زبان و فرهنگ بومي مراجعين، به نحو قابل توجهي اثربخشي درمان را تحت تاثير قرار داده و موجب افزايش آن مي­گردد



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر ندا علی­ بیگی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «اثربخشی درمان تلفیقی شناختی – رفتاری و بازتوانی شناختی در کاهش علایم و بهبود عملکرد بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا» به تاریخ دوازدهم اردیبهشت 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر پروانه محمدخانی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

مقدمه: درمان ها و مداخلات روانی جزء ضروری و لازم گرایش­های درمانی موجود در اسکیزوفرنیا است. اما تصمیم گیری در مورد اینکه کدام نوع درمان روان شناختی مؤثرتر است، هنوز با مشکل مواجه است (فامتر، یونگهان و برنر، 2006). گرچه پژوهش های قبلی به اثربخشی در حوزه های خاص پرداخته اند، درمان های حاضر این محدودیت را دارند که تمام نشانه ها و علایم را در بر نمی گیرند. به منظور دستیابی به شیوه ای با اثر بخشی بالاتر پژوهش حاضر درمانی با تلفیق دو رویکرد بازتوانی شناختی و شناختی- رفتاری  و مقایسه اثر تقدم و تأخر درمان بازتوانی شناختی و شناختی- رفتاری و ایجاد تلفیقی از این دو درمان به دنبال دستیابی به شیوه ای کارآمدتر برای کمک به بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا با سیر طولی بود.   

روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع پژوهش های تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون چند گروهی و اندازه گیری مکرر بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا بستری در مرکز آموزشی درمانی روان پزشکی رازی بود. بیماران همگی تشخیص نهایی اسکیزوفرنیا را داشته، بین 25 تا 50 سال سن داشتند، حداقل 5 کلاس تحصیلات داشتند، حداقل یک سال از شروع بیماری شان گذشته بود و در مقیاس علایم مثبت و منفی   نمره ای بالاتر از نقطه برش آزمون داشتند. از بین جامعه آماری 70 نفر به عنوان افراد گروه نمونه در نظر گرفته شدند که در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل)به صورت تصادفی جای گرفتند.

 گروه آزمایشی اول درمان تلفیقی شناختی با تقدم بازتوانی شناختی – تأخر شناختی- رفتاری بود. موقعیت دوم درمان تلفیقی شناختی با تقدم شناختی رفتاری – تأخر بازتوانی شناختی بود. هر دو گروه به مدت 32 جلسه به صورت گروه های 4 تا 5 نفره دو بار در هفته و هرجلسه 45 دقیقه درمان دریافت کردند. هر دو گروه در طی دوره مداخله درمان معمول که برای آنها درمان دارویی بود، دریافت می کردند. موقعیت سوم گروه کنترل بود که مداخله ای دریافت نکردند و تنها درمان معمول را می گرفتند. قبل از اجرای درمان از مقیاس های علایم منفی و مثبت، عملکرد رفتاری و آزمون شناختی کاگنیستات برای ارزیابی استفاده شد. در جلسه 8، 16، 24 و 32 ابزارهای پژوهش مجدداً اجرا شدند. داده ها با استفاده از روش آماری اندازه گیری مکرر چند طرفه تحلیل گردید.

یافته ها: تحلیل های اندازه گیری مکرر اثر بخشی درمان های تلفیقی شناختی را نشان می دهد. مقایسه اندازه اثر درمان ها حاکی از قوت درمان تلفیقی شناختی با تقدم بازتوانی شناختی و تأخر شناختی- رفتاری در مقیاس های شناختی نسبت به سه درمان دیگر است ولی در آسیب شناسی کلی درمان تلفیقی با تقدم شناختی رفتاری موثرتر است. این درمان اثربخشی بالایی در مورد علایم مثبت و منفی اسکیزوفرنیا و عملکرد رفتاری داشته است.

نتیجه گیری: درمان شناختی- رفتاری که اجزایی از درمان بازتوانی شناختی را در خود بگنجاند می تواند به عنوان درمانی مؤثر علاوه بر درمان دارویی در درمان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا به کار برده شود.

 

واژه هاي کليدي:  اسکیزوفرنیا، علایم مثبت، علایم منفی، عملکرد رفتاری، عملکرد شناختی، درمان شناختی رفتاری، درمان بازتوانی شناختی، درمان تلفیقی شناختی



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر اسحق رحیمیان بوگر از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان «تاثیر تعیین­ کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­ گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت: بررسی نقش تعدیل کننده نظام باورهای بیمار» به تاریخ 24 خرداد 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

با توجه به اهميت خودمدیریتی دیابت، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تعیین­کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­گیری مشارکتی با نقش تعدیل­کنندۀ نظام باورهای بیمار برخود­مدیریتی دیابت بود. در یک زمینه­یابی مقطعی تعداد500 بیمار سرپائی مبتلا به دیابت نوع II (245 مرد و 255 زن) در درمانگاه­های بیمارستان شریعتی تهران به­شیوه نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. 259 نفر از آنان درمان داروئی و 241 نفر انسولین دریافت می­کردند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس­هاي خودمراقبتی دیابت، خودکارامدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی، رابطه پزشک- بیمار، دانش مرتبط با دیابت، دسترسی به درمان، تصمیم­گیری مشارکتی، رضایت از خدمات درمانی، انگیزش برای درمان و باور به قطعیت بیماری جمع­آوری و توسط مدل یابی معادله ساختاری (SEM) با نرم افزار LISREL تحلیل شدند. همچنین، همبستگی، آزمون t و خی دو در سطح توصیفی و برای مقایسه ابتدائی داده­ها به کار رفت. یافته­های مطالعه اصلی نشان داد که مدل فرضی اولیه برازش مطلوبی با داده­های مشاهده شده ندارد. مدل فرضی بر اساس نتایج آماری و دیدگاه­های نظری اصلاح شد. بعد از اصلاح مدل، همه شاخص­های برازش مدل بهبود یافته بودند که نشان می­دادند مدل اصلاح شده با داده­های مشاهده شده برازش مطلوب دارد. بعد از ارزیابی برازش مدل، ضرایب بین متغیرها بررسی شدند. اغلب مسیرهای دارای ضرایب معنادار در مدل نهایی حفظ شدند و مسیرهای دارای ضرایب غیرمعنادار و یا برخی از ضرایب مسیر دارای معناداری ضعیف به دلایل نظری از مدل نهایی حذف شدند. یافته­ها به این شرح بود: 1) نظام باورهای بیمار به طور مستقیم بر خودمدیریتی دیابت اثر می­­گذارد؛ 2) تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری به طور غیرمستقیم از طریق نظام باورهای بیمار و تصمیم­گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند؛ 3) تصمیم­گیری مشارکتی به طور غیرمستقیم از طریق نظام باورهای بیمار بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارد؛ و 4) مدل اصلاح شده نهایی در دو زیرگروه بر اساس نوع درمان (درمان داروئی و انسولینی) دارای برازش مطلوب است، اما برآوردهای مدل کلی و نهایی بین دو زیرگروه بر اساس نوع درمان تفاوت معنادار ندارد. طبق نتایج، به جای روابط خطی ساده بین متغیرها، تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری و تصمیم گیری مشارکتی با محوریت نظام باورها در هم تنیده هستند و با هم بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند. اغلب روابط بین این متغیرها در این پژوهش همسو با مطالعات قبلی و نظریه­های موجود بودند. نتیجه گرفته می­شود که تعیین­کننده های مهم خودمدیریتی دیابت که در پژوهش­های خارج از کشور به خصوص در مورد بیماران دیابتی در آمریکا و اروپا توصیف شده­اند، پیش­بینی کننده های مهم خودمدیریتی دیابت در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع II در ایران نیز هستند. مدل اصلاح ­شده نهایی این پژوهش مکانیسم­های زیربنایی بالقوه­ای را نشان داد که بدان ­وسیله این عوامل در بافتار فرهنگی ایران بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند. تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری، تصمیم­گیری مشارکتی و به خصوص نظام باورهای بیمار در انجام رفتارهای خودمدیریتی مهم هستند و این سه دسته عامل می­توانند میزان بالائی از تغییرپذیری خودمدیریتی دیابت را تبیین نمایند. با توجه به اهمیت کاربردی این نتیجه برای متخصصان بالینی و درمانگاه­های دیابت، مداخلات مناسب در این زمینه ضروری است. توجه به این عوامل به­منظور ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی دیابت، کاهش آسيب­های همراه دیابت و مهم­تر از همه ارتقاء سلامت کلی جامعه سودمند است.

واژه هاي کليدي: خودمدیریتی دیابت، نظام باورهای بیمار، تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری، تصمیم­گیری مشارکتی

 



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر منیژه فیروزی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان «بررسی رابطه مکانیزم­های تنظیم­ هیجان و سازگاری با سرطان کودکی» به تاریخ 29 خرداد 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روانشناسی دانشگاه تهران هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

با وجود اين که سرطان، مجموعه کاملی از انواع استرسها، دردهای جسمی، ناتوانيها و محدوديتها را به کودک تحميل می کند، اما کودکان مبتلا به سرطان، سازگاری هيجانی خوبی نشان می دهند. هدف اين پژوهش اين است که برخی از جنبه های سازگاری هيجانی در کودکان مبتلا به لوسمی (All)، مورد بررسی قرار دهد و تعدادی از مکانيسم هايي که در ارتقاء اين سازش يافتگی نقش دارند، شناسايي شوند. برای رسيدن به اين اهداف، 78 کودک مبتلا به لوسمی که در بيمارستان تخصصی سرطان کودکان محک پذيرش شده بودند، به همراه مادرانشان در اين پژوهش شرکت کردند. آزمونهای پژوهش، از سه بخش تشکيل شده است؛ بخش اول شامل آزمونهای روان شناختی کودکان، از جمله آزمون سوگيری توجه، سرزندگی و شفافيت هيجانی بود. بخش دوم که تنظيم بيرونی هيجان را می سنجيد، از آزمون تنظيم والد محور استفاده شد. بخش سوم به گرفتن نمونه خون برای اندازه گيری سطح کورتيزول پلاسما و ارزيابی رفتاری حساسيت به درد اختصاص يافت. داده های پژوهش از طريق آماره های توصيفی، همبستگی کانونی، همبستگی پيرسون، تحليل رگرسيون، اندازه های تکراری و 2 Xمورد ارزيابی قرار گرفتند. يافته ها نشان داد که (1) تنظيم هيجان و سازگاری هيجانی، ارتباط معناداری دارند. (2) کودکان مبتلا به سرطان در اين پژوهش، از نظر سطح کورتيزول به سه سطح بالا، به هنجار و پايين تقسيم می شوند. (3) کودکان مبتلا به سرطان از مکانيسم سوگيری مثبت توجه برای سازگاری هيجانی بيشتر استفاده می کنند. (4) جنسيت در رابطه سطح کورتيزول با حساسيت به درد، چه به لحاظ رفتاری و چه زمان واکنش به درد نقش تعديل کنندگی دارد. در پايان پيامدهای درمانی اين پژوهش به همراه تعدادی پيشنهاد پژوهشی برای آينده ارائه شده است.

 واژه هاي کليدي: کودکان مبتلا به سرطان، لوکميای لمفوبلاستيک حاد يا لوسمی(All)، تنظيم هيجان درونی و بيرونی، سرزندگی، شفافيت هيجانی و سطح کورتيزول



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر روحیه حسین زاده از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان « طراحی مدل بازتوانی سلسله مراتبی برای بیماران مبتلا به بیماری مزمن و آزمون اثربخشی آن در بیماران قلبی CABG » به تاریخ نهم تیرماه 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، عضو هیات علمی دانشگاه تهران هدايت شده است.

چكيده‌ی پایان‌نامه

شیوع فزایندۀ بیماری های عروق کرونری، یکی از مهمترین مسائل و مشکلات سلامت در قرن بیست و یکم است. با این که در طول چند دهۀ اخیر مرگ و میر ناشی از این بیماری ها بسیار کاهش یافته است، باز هم تعداد افرادی که با این بیماری به عنوان یک بیماری مزمن زندگی می کنند، افزایش یافته و انتظار می رود با افزایش طول عمر، هزینه های اجتماعی این بیماری نیز رو به افزایش یابد. هدف از این پژوهش، آزمون اثر بخشی MSHCRM به منظور افزایش تبعیت از درمان، سازگاری، رضایت از زندگی و تداوم آموخته ها در بیماران قلبی CABG بود. به این منظور از میان جامعه بیماران قلبی عروقی مرکز قلب تهران که یک ماه بعد ازCABG، طی مدت مطالعه به کلینیک بازتوانی مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند، تعداد 300 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (150N=) و کنترل (150N=) جایگزین شدند. افراد گروه نمونه اکثراً مرد (73% مرد و 27% زن)، متاهل (3/85%) و مجرد (14%) بودند. افراد گروه کنترل و آزمایش در سه مرحلۀ پیش آزمون، پس آزمون (دو ماه بعد) و پیگیری (سه ماه بعد) با استفاده از پرسشنامۀ مقیاس سازگاری روانی اجتماعی با بیماری ((PAIS، مقیاس رضایت از زندگی ((SWLS، پرسشنامۀ خود کارآمدی بیماران قلبی((CSEQ، مقیاس کنترل شخصی (PCS)، پرسشنامۀ باورهای سلامت(HBMQ)، مقیاس ادراک بیماری (IPS)، مقیاس تبعیت از درمانSAS)) (GAS) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شدۀ چند بعدی ((MSPSS، در این متغیرها اندازه گیری شدند. گروه آزمایشی، مداخله بر اساس MSHCRM را طی شش جلسۀ 5/2 ساعته و هفته ای یک جلسه دریافت کردند، در حالی که در گروه کنترل مداخله ای انجام نشد. داده های حاصل با استفاده از روش رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد و در مجموع پنج فرضیه مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد در گروه آزمایش، شاخص های سلامت بیماران قلبی از طریق افزایش خودکارآمدی، کنترل شخصی، حمایت اجتماعی، باورهای سلامت و ادراک بیماری به طور معنا دار بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین نتایج نشان داد MSHCRM باعث تداوم آموخته ها شده و از مراجعۀ به پزشک، حضور در بخش های اورژانسی و بستری شدن در بیمارستان ها می کاهد. به علاوه، نتایج پژوهش نشان داد که با افزایش تحصیلات، تبعیت از درمان، سازگاری و رضایت از زندگی بیماران قلبی نیز افزایش می یابد.

 

واژه هاي کليدي: MSHCRM، مدیریت شخصی، تله هلت، CABG، تبعیت از درمان، سازگاری، رضایت از زندگی.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر مسلم پرتو از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی سلامت، با عنوان « بهشياري، تاب آوري و وضعيت مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: سنجش مدل تبييني نقش متغيرهاي واسطه اي و مکانيسم هاي تاثيرگذاري» به تاریخ 14 تیرماه دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، عضو هیات علمی دانشگاه تهران هدايت شده است.

 

چكيده‌ی پایان‌نامه

مصرف سيگار، مشروبات الكلي و ساير مواد غيرقانوني توسط نوجوانان يكي از مهم‌ترين چالش‌ها و مشكلات سلامت عمومي ‌و رواني- اجتماعي است كه مشكلات فردي، اجتماعي، بهداشتي و اقتصادي بسياري بر جوامع درگير تحميل مي‌كند. طي سال‌هاي اخير مدل‌هاي مختلفي در زمينة سبب‌شناسي و پيشگيري از سوء مصرف مواد مطرح شده‌اند. هدف پژوهش حاضر، تعيين نقش عوامل بهشياري، تاب­آوري، بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي در وضعيت مصرف مواد و نيز، تعيين نقش متغيرهاي واسطه‌اي خودتنظيم‌گري، خودپيروي و سبك‌هاي مقابله در تأثير گذاري بهشياري و تاب­آوري بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي در نوجوانان در معرض خطر بود. جامعة آماري پژوهش حاضر از دانش‌آموزان پسر در معرض خطر سال سوم متوسطه شهر تهران كه در سال تحصيلي89-1388 به تحصيل اشتغال داشته اند، تشكيل يافته است. نمونة مورد نظر پژوهش شامل 764 دانش‌آموز در معرض خطر بود که با استفاده از روش نمونه‌گيري چند مرحله اي تصادفي شدند. داده‌هاي پژوهش باستفاده از مقياس هاي بهشياري، تاب‌آوري، خودپيروي، شيوه‌هاي مقابله، خودتنظيم‌گري، بهزيستي/ درماندگي روانشناختي و پرسشنامه بررسي وضعيت مصرف مواد گردآوري شدند. براي تحليل داده‌هاي مربوط به آزمون فرضيه‌ها، از روش تحليل مسير نرم افزار ليزرل استفاده شد.

 يافته ها نشان دادند که بهزيستي روانشناختي قوي‌ترين پيش بيني‌كننده مصرف مواد در دانش‌آموزان مورد مطالعه است كه با مصرف الكل، سيگار و ساير مواد رابطه منفي دارد. بعد از آن، مهم ترين عامل بهشياري است که به صورت مستقيم و منفي بر مصرف مواد تأثير مي‌گذارد. بهشياري به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي نيز در مصرف مواد نقش دارد. تاب­آوري نيز به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي در مصرف مواد نقش ايفا مي كند. درماندگي روانشناختي نيز از پيش بيني‌كننده‌هاي مصرف مواد در دانش‌آموزان مورد مطالعه است. بهشياري به طور مستقيم بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير مي‌گذارد. هر چه ميزان بهشياري بالاتر باشد، بهزيستي روانشناختي بالاتر و ميزان درماندگي روانشناختي پايين تر خواهد بود. تاب­آوري به طور مستقيم بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير دارد. به بيان ديگر، هر چه ميزان تاب­آوري بالاتر باشد، بهزيستي روانشناختي بالاتر و ميزان درماندگي روانشناختي پايين تر خواهد بود. بهشياري به طور مستقيم با خودپيروي رابطه دارد و با واسطه‌گري اين متغير، به طور غيرمستقيم، بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. رابطه بهشياري با خود تنظيم‌گري معنادار است و خود تنظيم‌گري نيز با بهزيستي روانشناختي رابطه دارد، اما با درماندگي روانشناختي رابطه معنادار ندارد. بنابراين، بهشياري به طور غيرمستقيم و با واسطه گري خودتنظيم‌گري، فقط بر بهزيستي روانشناختي تأثير دارد. همچنين، رابطه تاب آوري با خودتنظيم‌گري معنادار است. بنابراين، تاب­آوري به واسطه خودتنظيم‌گري، فقط با بهزيستي روانشناختي رابطه معنادار مثبت دارد. تاب آوري با مقابله کارآمد نيز رابطه معنادار مثبت دارد و رابطه آن با مقابله ناکارآمد معنادار نيست. از طرف ديگر، مقابله کارآمد با بهزيستي روانشناختي رابطه دارد اما با درماندگي رابطه ندارد. در نتيجه، تأثير غيرمستقيم تاب آوري بر بهزيستي روانشناختي فقط با واسطه گري مقابله کارآمد معنادار است. يافته ها نشان داد بهشياري و تاب آوري با يکديگر رابطة معنادار دارند.

به طور خلاصه، مي توان نتيجه گيري کرد که بهشياري به صورت مستقيم و نيز به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي/ درماندگي روانشناختي، در مصرف مواد نقش دارد. تاب آوري فقط به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي/ درماندگي روانشناختي در مصرف مواد نقش ايفا مي كند. بهشياري به طور مستقيم ونيز با واسطه گري خودپيروي بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي، و به واسطه خود تنظيم­گري فقط بر درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. تاب­آوري به طور مستقيم بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي تأثير دارد و به واسطه خود تنظيم‌گري و مقابله کارآمد نيز با بهزيستي روانشناختي رابطه معنادار مثبت دارد. بهشياري و تاب آوري با يکديگر رابطة معنادار دارند.

واژه هاي کليدي: مصرف دارو (يامواد)، نوجوانان در معرض خطر، بهشياري، تاب آوري، بهزيستي/ درماندگي روانشناختي.

 



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16

دكتر محمود دهقانی از پایان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی بالینی، با عنوان «کارایی رواندرمانی کوتاه مدت تعدیل کنندۀ اضطراب بر نشانگان ضربۀ عشق» به تاریخ 14 مهر 1389 دفاع نمودند. پایان‌نامه‌ي ايشان توسط دكتر محمدکاظم عاطف­وحید، عضو هیات علمی انستیتو روانپزشکی تهران هدايت شده است.

چكيده‌ی پایان‌نامه

این پژوهش با هدف بررسی کارایی رواندرمانی پویشی کوتاه مدت بر درمان نشانگان ضربه عشق در دختران دانشجو انجام شد. نشانگان ضربه عشق، مجموعه علائم و نشانه های شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه عشقی بروز می کند، زمان زیادی به طول می انجامد و عملکرد فرد را در زمینه های متعدد (روانی، اجتماعی و حرفه ای) مختل می کند و واکنش های غیر انطباقی را به دنبال دارد. روش: جامعه آماری شامل دانشجویان دختر دانشگاه های تهران، هنر و امیرکبیر بودند که اخیراً با فروپاشی یک رابطه رومانتیک مواجه شده بودند. نمونه پژوهش شامل 5 نفر دانشجوی دختر از جامعه آماری بود که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، این شیوه نمونه گیری را نمونه گیری هدفمند می نامند. هدف از این شیوه نمونه گیری انتخاب کسانی است که با هدف پژوهش مطابقت دارند. درمان بر اساس راهنمای رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو انجام شد. این مدل درمانی از یک سو متمرکز بر هیجان، چگونگی دستیابی به هیجان و هدایت آن است و از سوی دیگر به همان اندازه بر چگونگی استفاده از شناخت برای هدایت، کنترل و جهت دهی هیجان تاکید دارد، مدل مک کالو اختصاصاً در مورد سوگ، گناه و خشم موثر است. طرح پژوهش از نوع طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه است. این پژوهش شامل سه مراحله ارزیابی پایه، مداخله و پیگیری است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو روش شاخص درصد بهبودی و معناداری بالینی بر اساس نقطه برش استفاده شد. مداخله در 20 جلسه 45 دقیقه ای و به طور هفتگی اجرا شد. در این پژوهش از پرسشنامه های ضربه عشق(LTI)، نشانگان ضربه عشق(LTSQ)، افسردگی بک (BDI-II)، اضطراب بک (BAI) و مقیاس ارزیابی عملکرد کلی (GAF) و پرسشنامه شخصیتی میلون (MCMI-II) استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تاثیر رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو بر کاهش نشانگان ضربه عشق از نظر بالینی معنادار است. نتیجه گیری: رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو در درمان نشانگان ضربه عشق کارآیی مناسبی دارد.

واژگان کلیدی: نشانگان ضربه عشق. رواندرانی پویشی کوتاه مدت.




:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 90/01/16


:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 89/11/14



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 89/11/08

بررسي رابطه‌ي عوامل فردي-خانوادگي با رضايت زناشويي در كاركنان مرد اداره‌هاي دولتي شهر اهواز

دكتر يوسفعلي عطاري*

عباس امان الهي فرد**

دكتر مهناز مهرابي زاده‌هنرمند*

چكيده   

       پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطه‌ي ساده و چندگانه‌ي عوامل فردي-خانوادگي (سن ازدواج، فاصله سني، نوع ازدواج، تحصيلات، درآمد، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي در كاركنان مرد اداره‌هاي دولتي شهر اهواز در سال 1384 اجرا شد. جامعه ي آماري اين پژوهش شامل كليه ي مردان متأهل اداره هاي دولتي شهر اهواز بودند. آزمودني‌ها در اين پژوهش 184 نفر بودند، كه به روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي انتخاب شدند. ابزار اين پژوهش شامل پرسش‌نامه‌هاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH) و پرسش‌نامه‌ي عوامل فردي-خانوادگي بودند كه آزمودني ها به آنها پاسخ دادند. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي بوده كه در آن از روش همبستگي استفاده شده است. براي تحليل داده‌ها علاوه بر روش‌هاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از ضرايب همبستگي ساده ي پيرسون، اسپيرمن و دو رشته اي نقطه اي، روش رگرسيون چندمرحله‌اي و رگرسيون با ورود مكرر براي آزمودن فرضيه‌ها استفاده شد. نتايج تحليل داده ها نشان دادند كه:

        سن ازدواج با رضايت زناشويي رابطه ي منفي دارد. فاصله ي سني زن و شوهر، نوع ازدواج (فاميلي يا غير فاميلي)، تحصيلات، ميزان درآمد، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج  با رضايت زناشويي رابطه ي خطي معني داري ندارند. نتاج رگرسيون با روش ورود نيز نشان داد كه عوامل فردي-خانوادگي (فاصله‌ي سني، نوع ازدواج، تحصيلات، وضعيت اقتصادي، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي رابطه‌ي چندگانه ندارند. نتايج همچنين نشان داد كه مرداني كه در سنين 21 تا 24 سالگي ازدواج كردند داراي بالاترين سطح رضايت زناشويي مي باشند. همچنين مرداني كه بين4 تا 7 سال با همسر خود اختلاف سني داشتند (بزرگتر بودند) داراي بالاترين سطح رضايت زناشويي در بين گروههاي اختلاف سني با همسر بودند. سطح معني داري در اين پژوهش05/0= α بود.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06

بررسي رابطه‌ي عوامل فردي-خانوادگي با رضايت زناشويي در كاركنان زن اداره‌هاي دولتي شهر اهواز

دكتر يوسفعلي عطاري*

عباس امان الهي فرد**

دكتر مهناز مهرابي زاده‌هنرمند*

چكيده   

       پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطه‌ي ساده و چندگانه‌ي عوامل فردي-خانوادگي (سن ازدواج، فاصله سني، نوع ازدواج، تحصيلات، درآمد، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي در كاركنان زن اداره‌هاي دولتي شهر اهواز در سال 1384 اجرا شد. جامعه ي آماري اين پژوهش شامل كليه ي زنان متأهل اداره هاي دولتي شهر اهواز بودند. آزمودني‌ها در اين پژوهش 184 نفر بودند، كه به روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي انتخاب شدند. ابزار اين پژوهش شامل پرسش‌نامه‌هاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH) و پرسش‌نامه‌ي عوامل فردي-خانوادگي بودند كه آزمودني ها به آنها پاسخ دادند. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي بوده كه در آن از روش همبستگي استفاده شده است. براي تحليل داده‌ها علاوه بر روش‌هاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از ضرايب همبستگي ساده ي پيرسون، اسپيرمن و دو رشته اي نقطه اي، روش رگرسيون چندمرحله‌اي و رگرسيون با ورود مكرر براي آزمودن فرضيه‌ها استفاده شد. نتايج تحليل داده ها نشان دادند كه:

        سن ازدواج، فاصله ي سني زن و شوهر، نوع ازدواج (فاميلي يا غير فاميلي) و تحصيلات با رضايت زناشويي رابطه ي خطي معني داري ندارند. ميزان درآمد و رضايت زناشويي رابطه ي مثبت دارند. تعداد  فرزندان و طول مدت ازدواج با رضايت زناشويي رابطه ي منفي دارند. نتاج رگرسيون با روش ورود نيز نشان داد كه عوامل فردي-خانوادگي (فاصله‌ي سني، نوع ازدواج، تحصيلات، وضعيت اقتصادي، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي رابطه‌ي چندگانه دارند و 10% از واريانس رضايت زناشويي افراد نمونه را تبيين مي كنند. نتايج رگرسيون با روش مرحله اي نيز نشان داد كه طول مدت ازدواج پيش بيني كننده ي معني داري براي رضايت زناشويي مي باشد. نتايج همچنين نشان داد كه زناني كه در سنين زير بيست سالگي ازدواج كردند داراي پايين ترين سطح رضايت زناشويي مي باشند. همچنين زناني كه بين 1 تا 3 سال با همسر خود اختلاف سني داشتند داراي بالاترين سطح رضايت زناشويي در بين گروههاي اختلاف سني با همسر بودند. سطح معني داري در اين پژوهش05/0= α بود.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06

بررسي رابطه‌ي ويژگي‌هاي شخصيتي با رضايت زناشويي در كاركنان زن اداره‌هاي دولتي شهر اهواز

دكتر يوسفعلي عطاري*

عباس امان الهي فرد**

دكتر مهناز مهرابي زاده‌هنرمند*

سميه نكويي***

چكيده   

       پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطه‌ي ساده و چندگانه‌ي ويژگي‌هاي شخصيتي(روان‌رنجورخويي، برونگرايي، بازبودن، توافق و وجداني‌بودن)  با رضايت زناشويي در كاركنان زن اداره‌هاي دولتي شهر اهواز اجرا شد. جامعه ي آماري اين پژوهش شامل كليه ي زنان متأهل اداره هاي دولتي شهر اهواز بودند. آزمودني‌ها در اين پژوهش 179 نفر بودند، كه به روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي انتخاب شدند. ابازر اين پژوهش شامل پرسش‌نامه‌هاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH)، پرسش‌نامه‌ي شخصيتي نئو ((Neo-FFI و پرسش‌نامه‌ي شاخص رضايت زناشويي بودند كه آزمودني ها به آنها پاسخ دادند. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي بوده كه در آن از روش همبستگي استفاده شده است. براي تحليل داده‌ها علاوه بر روش‌هاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از ضريب همبستگي ساده،  روش رگرسيون چندمرحله‌اي و رگرسيون با ورود مكرر براي آزمودن فرضيه‌ها استفاده شد. نتايج تحليل داده ها نشان دادند كه:

       عامل شخصيتي روان‌رنجورخويي و رضايت زناشويي رابطه‌ي منفي دارند. عامل شخصيتي برونگرايي و رضايت زناشويي رابطه‌ي مثبت دارند. عامل شخصيتي بازبودن و رضايت زناشويي رابطه‌ي مثبت دارند. عامل شخصيتي توافق و رضايت زناشويي رابطه‌ي مثبت دارند. عامل شخصيتي وجداني بودن و رضايت زناشويي رابطه‌ي مثبت دارند. عوامل شخصيتي با رضايت زناشويي رابطه‌ي چندگانه دارند و این عوامل 22%  از واریانس رضایت زناشویی را تبیین می کنند. از بین همه ی عوامل وجداني بودن، روان رنجورخويي و باز بودن بهترين پيش بيني كننده‌ها براي متغير رضايت زناشويي كاركنان زن بودند که 22% از واریانس رضایت زناشویی را تبین می کنند.




:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06

مقایسه رضایت زناشویی و روان رنجوری افراد بر اساس اشتغال همسر و نوع ازدواج

دكتر يوسفعلي عطاري*

عباس امان الهي فرد**

دكتر غلامرضا خجسته مهر*

چكيده   

          امروزه در ساختار اقتصادی و اجتماعی تغییراتی حاصل شده که فرصت های شغلی برای زنان ایجاد کرده است بدین ترتیب زنان دامنه ی فعالیت های خود را از محدوده ی خانه فراتر می برند و به نظامهای شغلی می پیوندند. پیوستن زنان به جامعه، تغییراتی را در نقش سنتی آنان ایجاد کرده است. با این همه اشتغال زنان دغدغه هایی را برای همه ی جوامع به خصوص در جامعه ی ما برای مردانی که همسرانشان شاغل می باشند به وجود آورده است که کمتر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند. لذا  پژوهش حاضر به منظور مقایسه رضایت زناشویی و روان رنجوری افراد دارای همسر شاغل و غیر شاغل کارکنان اداره های دولتی شهر اهواز انجام شد. آزمودني‌ها در اين پژوهش 174 نفر (66 نفر دارای همسر شاغل و 108 نفر دارای همسر خانه دار ) بودند، كه به روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي انتخاب شدند. آزمودني‌ها به پرسش‌نامه‌هاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH)، پرسش‌نامه‌ي شخصيتي نئو ((Neo-FFI و پرسش‌نامه‌ي اطلاعات فردي- خانوادگي پاسخ دادند. براي تحليل داده‌ها علاوه بر روش‌هاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از آزمون t و آزمون تحلیل واریانس  براي آزمودن فرضيه‌ها استفاده شد. نتايج نشان داد كه:

           بین میزان رضایت زناشویی افراد دارای همسر شاغل و غیر شاغل (خانه دار) تفاوت معنی داری وجود دارد و افراد داراي همسر غیر شاغل (خانه دار) از افراد داراي همسر شاغل رضايت زناشويي بيشتري دارند.  بین میزان روان رنجوری افراد دارای همسر شاغل و غیر شاغل (خانه دار) تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتایج همچنین نشان دادند که  بین ميزان رضايت زناشويی مردان دارای ازدواج‌ فاميلي و مردان داری ازدواج غير فاميلي تفاوت معنی داری وجود ندارد . سطح معنی داری در این پژوهش p<0/05   بود.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06

بررسی رابطه ی بين ويژگي های شخصيتی با ابعاد دوست داشتن در دانشجويان پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز(مقاله پذیرفته شده در سومین سمینار بهداشت روان دانشجویان. ۳و ۴ خرداد ماه ۱۳۸۵. دانشگاه علم و صنعت)

عباس امان الهی كارشناس ارشد مشاوره خانواده  Abas_amanelahi@yahoo.com

دكتر مهناز مهرابي زاده هنر مند عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران ا هواز

دكتر يوسفعلي عطاري عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران ا هواز

 

مقدمه

     ناديده انگاشتن مسايل پيچيده ی رفتار وحيات آدمي، اين موجود كوچك را كه جهاني بزرگ در او نهفته است به جايي مي‌كشاند كه از او به عنوان موجودي كه ناخن مي‌جود، شب ادراري مي‌كند و ... بيشتر مي‌نگريم تا به مثابه موجودي از خاك بر افلاك. هر چند عشق و دوست داشتن بيشتر در ادبيات و اشعار آمده است اكثر روانشناسان هم به آن اشاراتي كرده و بعضي محققان در اين زمينه تحقيقاتي انجام داده‌اند. برتون عشق را بالاترين درجه‌ي تحقيق سيالیت گوهر هستي مي‌داند (عطاري و تبريزي 1376). مزلو آنرا در سلسله مراتب نيازهاي خود قرار مي‌دهد و گلاسر از آن به عنوان يكي از دو نياز اساسي انساني نام مي‌برد. اشترنبرگ  (1988)، عشق را تر كيبي از سه مؤلفه‌ي اصلي صميميت، هوس و تعهد مي‌داند. نظريه‌ي اشترنبرگ با نظريه‌هاي ديگر تفاوت دارد و معتقد است كه صميميت، شامل احساسات گرم نزديكي و هم پيوندي و وابسته به هم بودن ضمانت شده مي‌باشد. هوس، شامل تخيل، سائق جنسي، جاذبه فيزيكي و هيجاني است كه نسبت به يار خود احساس مي‌كنيد. تعهد، شامل تصميم كوتاه مدت يا بلند مدت براي نگه داشتن رابطه است. عشق مي‌تواند متشكل از يكي از اين مؤلفه‌ها يا تركيبي از اين سه جزء باشد.

    ديويس (1996) با استفاده از پرسشنامه‌ي شخصيتي آيزنگ و پرسشنامه‌ي عشق هندريك و هندريك رابطه‌ي بين عشق و شخصيت را مورد بررسي قرار داد نتايج وي نشان دادند كه لودوس با برونگرايي و روان پريشي رابطه‌ي مثبت دارد. عشق مانيا با روان‌رنجوري رابطه‌ي مثبت و با عشق منطقي رابطه‌ منفي دارد. عشق شهواني با برونگرايي رابطه مثبت دارد و عشق دوستانه و عشق فداكارانه با روان پريشي رابطه‌ي منفي دارند. وان، لوك و لي (2000) در پژوهشي كه بر روي 211 دانشجوي چيني انجام دادند، رابطه‌ي بين شخصيت و عشق را بررسي كردند. نتايج آن‌ها نشان داد كه: عشق شيدايي با روان‌رنجوري رابطه‌ي مثبت و با برونگرايي رابطه‌ي منفي دارد. وجداني بودن با عشق شهواني رابطه‌ي مثبت و با عشق شيدايي رابطه‌ي منفي دارد و توافق با عشق فداكارانه و دوستانه رابطه‌ي مثبت و با عشق لودوس و شيدايي رابطه‌ي منفي دارد. وروبي (2001) در پژوهشي رابطه‌ي بين خلق و خو و عشق را در 244 دانشجو مورد بررسي قرار دادند. نتايج آن‌ها نشان داد كه سبك دوست داشتن لودوس، عشق ‌دوستانه و عشق الهي در دو جنس زن و مرد با هم تفاوت معني داري دارند. براي كل نمونه، تحليل رگرسيون نشان داد كه ترس و اضطراب بهترين پيش بيني كننده ها براي عشق الهي و عشق شيدايي هستند و به طور كلي خلق و خو در درك روابط بين فردي عاشقانه نقش دارند. نتايج تحقيق انگل، اولسون و پاتريك (2002) با عنوان شخصيت كه بر روي 126 دانشجو انجام شد نشان داد كه روان‌رنجوري با صميميت رابطه‌ي منفي دارد. بين برونگرايي و صميميت در مردان و رضايت از رابطه در زنان رابطه مثبت وجود دارد بين وجداني بودن و صميميت، هوش و تعهد در مردان و زنان رابطه‌ي مثبت وجود دارد.

      هدف كلي اين پژوهش بررسي رابطه ي جداگانه ي هر يك از عوامل شخصيتي با ابعاد دوست داشتن در دانشجويان پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز بود. اين پژوهش در پي پاسخگويي به اين سؤال بود كه آيا بين عوامل شخصيتي ( روانرنجوري، برونگرايي، بازبودن، توافق و وجداني بودن) با ابعاد دوست داشتن (هوس، صميميت و تعهد) رابطه وجود دارد؟

روش

    جامعه آماری اين پژوهش شامل کليه دانشجويان پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز بودند که تعداد 160 نفر با استفاده از روش نمونه گيری تصادفی ساده انتخاب شدند. طرح تحقيق از نوع همبستگي مي باشد. ابزار جمع آوري داده ها در اين پژوهش عبارت بودند از:  1- آزمون شخصيتي Neo.FF. 2-پرسشنامه ي عشق اشترنبرگ

يافته هاي تحقيق

جدول1-  ضرايب همبستگی ساده بين متغيرهای پيش بين و ملاک

 

متغير ملاک

متغیر پيش بين

تعداد

ضريب همبستگی

سطح معنی درای

 

روان‌رنجوری

صميميت

160

-0/223

0/014

هوس

160

0/088

0/198

تعهد

160

0/020

0/425

 

برونگرايی

صميميت

160

0/178

0/041

هوس

160

0/099

0/168

تعهد

160

0/059

0/258

 

باز بودن

صميميت

160

-0/030

0/386

هوس

160

0/014

0/444

تعهد

160

0/051

0/310

 

توافق

صميميت

160

0/346

0/001

هوس

160

0/255

0/006

تعهد

160

0/215

0/018

وجدانی بودن

صميميت

160

0/217

0/017

هوس

160

0/138

0/089

تعهد

160

0/113

0/137

 

جدول2-  نتايج تحليل رگرسيون متغيرهاي پيش بين ( عوامل شخصيتي ) با صميميت (به روش مرحله اي، براي آزمودني‌ها مرد

متغير ملاك

    شاخصها

 

متغيرهاي

پيش بين

MR

RS

F

P

ضرايب رگرسيون

1

صميميت

 

توافق

0/35

0/12

12/77

P<0/001

346/0

3/57 t=

P<0/001

 

 

جدول 3- نتايج تحليل رگرسيون متغيرهاي پيش بين ( عوامل شخصيتي ) با هوس  به روش مرحله اي، براي آزمودني‌ها

 

متغير ملاك

 شاخصها

متغيرهاي

پيش بين

MR

RS

F

P

ضرايب رگرسيون

1

2

رضايت زناشويي

رضايت زناشويي

توافق

25/0

07/0

55/6

P<0/012

0/26

t=2/60

P<0/012

 

روان‌رنجوري

32/0

10/0

5/39

P<0/006

0/33

t=3/16

P<0/048

0/212

t=2/01

P<0/048

 

جدول 4

 نتايج تحليل رگرسيون متغيرهاي پيش بين ( عوامل شخصيتي ) با به روش مرحله اي، براي آزمودني‌ها مرد

متغير ملاك

   شاخصها

 

متغيرهاي

پيش بين

MR

RS

F

P

ضرايب رگرسيون

1

هوس

 

توافق

0/22

0/05

4/56

P<0/035

0/22

t=2/13

P<0/035

 

 

       یافته هاي اين پژوهش نشان داد كه :1- بين روان رنجوري و صميميت رابطه ي منفي معني دار وجود دارد. 2- بين برونگرايي و صميميت رابطه ي مثبت معني دار وجود دارد.3 - بين توافق و صميميت توافق، بين توافق و هوس, بين توافق و تعهد رابطه مثبت معني دار وجود دارد.4 - وجداني بودن با صميميت رابطه مثبت معني دار دارد.5- نتايج تحليل رگرسيون باروش مرحله اي، بين متغيرهاي پيش بين (روانرنجوري، برونگرايي، بازبودن، توافق و وجداني بودن) با متغيرهاي ملاك ابعاد دوست داشتن (هوس، صميميت و تعهد) نشان داد كه توافق بهترين متغير پيش بين براي صميميت،  وس و تعهد مي باشد. لازم به ذكر است كه بين بقيه متغيرهاي مورد بررسي در اين پژوهش رابطه ي معني داري در سطح مورد نظر وجود نداشت.

بحث وتفسير

  نتايج به دست آمده در اين تحقيق با يافته هاي ديويس (1996)، وان، لوك و لي (2000)، لستر و فيلبريك (1998) و انگل، اولسون و پاتريك (2002) همخواني دارند. در خصوص تبين يافته ها ي حاصل از اين پژوهش مي توان بيان داشت كه افراد روان رنجور بر اساس نظر مك كري و كوستا (1992) تمايل به تجربه ي عواطف منفي چون ترس، غم و دستپاچگي، عصبانيت، احساس گنه و نفرت دارند اين ويژگي ها مي تواند مانع برقراري ارتباط با ديگران و ايجاد يك رابطه ي صميمي گردد و همان طور كه اشترنبرگ معتقد است صميميت شامل احساسات گرم نزديكي و هم پيوندي و وابسته به هم بودن است. به علاوه اتكينسون، مينز و راف(19949) پيوند جويي و صميميت را برقراري رابطه ي مثبت و عاطفي با ديگران مي دانند. بنابراين به دست آوردن رابطه منفي بين روان رنجوري و صميميت در پژوهش حاضر با پژوهش هاي قبلي همخواني دارد. در مورد رابطه ي مثبت بين برونگرايي با صميميت مي توان به نظر يونگ اشاره كرد. يونگ معتقد است كه برونگراها انرژي رواني خود را به سوي دنياي خارج متمركز مي سازند و افرادي جامعه گرا بوده و دوست داشتن مردم را ترجيح مي دهند. آنها سرخوش و پر انرژي هستند (مك كري و كوستا، 1984). با توجه به اين ويژگي ها افراد برونگرا قطعاَ به برقراري ارتباط با ديگران تمايل دارند. در مورد رابطه توافق با تمام ابعاد دوست داشتن مي توان بيان داشت كه توافق همانند برونگرايي بعدي از تمايلات بين فردي است. يك فرد موافق اساساَ نوعدوست است و به هم حسي، همكاري، اعتماد كردن و حمايت كنندگي در روابط بين فردي تمايل دارد.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06

مقايسه سلامت عمومي دانشجويان دختر و پسر ورزشكار و غيرورزشكار دانشگاه شهيد چمران اهواز(مقاله پذیرفته شده در سومین سمینار بهداشت روان دانشجویان. ۳و ۴ خرداد ماه ۱۳۸۵. دانشگاه علم و صنعت)

عباس امان الهي كارشناس ارشد مشاوره خانواده Abas_amanelahi@yahoo.com

دكتر غلامرضا رجبي عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز

 

مقدمه

       در حال حاضر، آگاهي و دانش فزاينده مشتركي وجود دارد كه ورزش براي سلامت بدني انسانها سودمند است. همچنين، در سالهاي اخير، در جرايد آمده است كه ورزش مي تواند نقش با ارزش و مؤثري را در سلامت روان انسانهاي جامعه ايفاء نمايد. امروزه در امر پيشگيري توجه خاصي به ورزش به عنوان يك روش جايگزين براي درمانهاي سنتي مانند روان درماني يا درمانهاي دارويي شده است. پتراز يلو و لندرز ،(1991) نتايج 27 مطالعه را در بين سالهاي 1960 تا 1991 بررسي نمودند و دريافتند كه 81 درصد از اين محققان نتيجه گيري كردند كه تناسب فعاليت فيزيكي با كاهش اضطراب همبسته است. مطالعات فرا تحليلي بيان مي كنندكه ورزش در مدت زماني كوتاه و بلند صرفنظر از شدت ، مدت تمرين و نوع برنامه ورزشي به طور معني داري با كاهش اضطراب همبسته است. كالفاس و تايلور (1994) دونالد و هاگدون ( 1991) .

     پژوهشها در مورد بررسي ورزش و افسردگي تاريخچه طولاني دارد (فرانز و هاميلتون، 1905) و بيانگر رابطه بين وزش و كاهش افسردگي است. كرافت (1997) و نورت (1990) در تحقيقات جداگانه دريافتند كه تمرين زماني تأثيرات ضد افسردگي زياد دارد كه : (1) برنامه تمرين ورزشي بيشتر از نه هفته و شامل جلسات زياد باشد. (2) تمرين به مدت طولاني، با شدت بيشتر و در اكثر روزهاي هفته انجام گيرد. و (3) آزمودنيها به عنوان بيماران بازپروري پزشكي و بر اساس ابزار، به عنوان افسرده متوسط تا شديد در مقايسه با افسرده ضعيف تا متوسط طبقه بندي شده باشند. همچنين نورت و همكاران (1990) دريافتند كه تمرين، افسردگي را بيشتر از آموزش آرميدگي يا اقدام به فعاليتهاي  لذت بخش كاهش مي دهد، اما تأثيراتش متفاوت از روان درماني نيست و تأثير درماني اش مانند روان درماني،‌ مداخلات رفتاري و تماس اجتماعي است. در واقع، تمرين مورد استفاده در تركيب با روان درماني فردي يا ورزش توأم با درمان دارويي بيشترين تأثيرات ايجاد مي كند. كرافت (1997) بيان مي كند كه اين تأثيرات به طور معني داري متفاوت از اثر ايجاد شده توسط ورزش به تنهايي نيستند. به علاوه ، ورزش حداقل از لحاظ زماني و هزينه هاي درمان با درمانهايي مانند روان درماني مؤثرتر است. بنابراين، ورزش ممكن است يك جنبه مثبت براي درمان افسردگي باشد و مزاياي سلامتي اضافي را فراهم مي نمايد (افزايش تن عضلات و كاهش شيوع بيماري قلبي و چاقي)، كه مداخلات رفتاري چنين مزايايي را ندارند. اكاندر و تيكين (2002) در يك تحقيق تأثير تمرين فيزيكي بر كاهش اضطراب را بر روي 311 دانشجو كه فاقد تمرين بدني بودند، مورد مطالعه قرار دادند. آنها دريافتند كه: (1) سطح اضطراب دانشجويان دختر در مقاسيه با دانشجويان پسر بالاتر است. (2) شركت در تمرينات و فعاليتهاي فيزيكي سطح اضطراب را براي دانشجويان دختر و پسر كاهش مي دهد. (3) فعاليتها و تمرينهاي فيزيكي در همه ي سطوح سني منجر به كاهش اضطراب مي شود. گراهام، هات و  پاركر(1998) معتقدند فعاليتهاي بدني مانند بستكبال، تنيس، وزنه برداري، دفاع شخصي و شناكردن به دانشجويان كمك مي كند كه از يك سو فيزيك بدني را حفظ نمايند و از سوي ديگر سلامت رواني و كيفيت زندگي را بهبود بخشند.     

     هدف  تحقيق حاضر بررسي مسائل و مشكلات عمومي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه شهيد چمران (اهواز) براساس فعاليتهاي فيزيكي و عدم آن در سه دانشگاه تربيت بدني، علوم تربيتي روانشناسي و اقتصاد است. به عبارت ديگر، اين تحقيق به چهار سؤال زير پاسخ مي دهد.   

سؤالهاي تحقيق:

در زير چهار سؤال تحقيق مطرح شده اند.

آيا دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار از لحاظ سلامت عمومي و خرده مقياسهاي آن با يكديكر متفاوتند؟

2- آيا دانشجويان سنين مختلف از لحاظ سلامت عمومي و خرده مقياسهاي آن با يكديگر تفاوت دارند؟

3- آيا دانشجويان دانشكده هاي مختلف از لحاظ سلامت عمومي وخرده مقياسهاي آن با يكديگر متفاوتند؟

4- آيا دانشجويان دختر و پسر از لحاظ سلامتي عمومي و خرده مقياسهاي آن متفاوتند؟

روش تحقيق 

       جامعه آماري اين تحقيق دانشجويان دانشگاه شهيد چمران ( اهواز ) تشكيل مي دهند.آزمودنيهاي اين تحقيق ( 102 پسر و 108 دختر ) كه به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. بدين صورت كه از بين كليه دانشكده هاي موجود سه دانشكده ي علوم تربيتي و روانشناسي، تربيت بدني و الهيات انتخاب شدند و از بين دانشجويان اين دانشكده ها 71 نفر از دانشكده تربيت بدني ( دانشجويان ورزشكار)، 69 نفر از دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي و 70 نفر از دانشكده الهيات به صورت تصادفي برگزيده شدند.

ابزار تحقيق

       براي تحقيق حاضر از پرسشنامه 28 سؤالي سلامت عمومي ( گلدنبرگ و هيلد، 1979، به نقل از تقوي، 1380) استفاده شد. پرسشهاي اين پرسشنامه براي وضعيت رواني فرد در يك ماهي اخير مي باشد و بر نشانه هايي مانند افكار و احساسات نابهنجار تأكيد دارد.

در اين تحقيق براي بررسي پايايي پرسشنامه سلامت عمومي ( گلدبرگ و هيلد، 1979) از ضرايب همساني دروني آفاي كرونباخ و تنصيف) براي كل نمونه.

ضرايب همبستگي (روايي همزمان ) پرسشنامه سلامت عمومي با پرسشنامه پنج ماده اي سلامت روان( رجبي 1383 ) در كل نمونه و دانشجويان پسر و دختر به ترتيب 31/0 ( 001/0 p< )، 39 ( 0001/0p< ) و 20/0 ( 5/0p< )به دست آمدند. همچنين  همبستگي خرده مقياسهاي علائم جسماني، اضطراب، اختلال در كاركرد اجتماعي و افسردگي با پرسشنامه پنچ ماده اي ( رجبي، 1383 ) همه معني دار مي باشند. اين يافته ها حاكي از روايي همزمان دو پرسشنامه فوق هستند.

 

 

 

 

نتايج تحليل واريانس چند متغيري (MANOVA ) متغيرهاي مستقل با متغيرهاي وابسته ي در دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز

سطح

معنا داري P

نسبت F

ميانگين مجموع مجذورات

درجات آزادي

مجموع مجذورات

متغيرهاي وابسته

 شاخصهاي                                    .    آماري متغيرهاي مستقل

217/0

1.53

208.95

1

208.95

سلامت عمومي

 

 

جنس

173/0

1.87

13.51

1

13051

علائم جسماني

114/0

2.51

40.75

1

40.75

اضطراب

872/0

02/0

50/0

1

50/0

اختلال در عملكرد

277/0

1.19

13.61

1

13.61

افسردگي

116/0

2.50

376.77

1

376.77

سلامت عمومي

 

 

سن

284/0

1.15

8.36

1

8.36

علائم جسماني

329/0

96/0

15.17

1

15.17

اضطراب

064/0

3.46

70.11

1

70.11

اختلال در عملكرد

287/0

1.14

18.07

1

18.07

افسردگي

825/0

19/0

26.27

2

52.55

سلامت عمومي

 

 

دانشكده

 

 

530/0

64/0

4.61

2

9.21

علائم جسماني

476/0

74/0

12.05

2

24.10

اضطراب

887/0

12/0

2.28

2

4.57

اختلال در عملكرد

575/0

55/0

6.34

2

12.68

افسردگي

201/0

1.64

224.30

1

224.30

سلامت عمومي

 

ورزشكار- غير ورزشكار

842/0

04/0

29/0

1

29/0

علائم جسماني

204/0

1.62

26.25

1

26.25

اضطراب

133/0

2.28

43.45

1

43.45

اختلال در عملكرد

263/0

1.26

14.42

1

14.42

افسردگي

     همان طور كه در جدول فوق ملاحظه مي شود، F مشاهده شده مربوط به متغيرهاي  جنس ( دانشجويان دختر و پسر ) با متغير وابسته سلامت عمومي 53/1 ( 217/0 )، با علائم جسماني 87/1 ( 173/0 )، اضطراب 51/2 ( 114/0 )، با اختلال در عملكرد اجتماعي 02/0 ( 872/0 ) و با افسردگي 19/1 ( 277/0 ) مي‌‌باشد. همچنين ساير F هاي مشاهده شده مربوط به سن، ( 19 تا 22 و 23 تا 26 سال ) دانشكده ( علوم تربيتي و روانشناسي ،الهيات و تربيت بدني) ورزشكار و غير ورزشكار در جدول فوق آمده اند كه هيچ يك از آنها با متغيرهاي وابسته معني دار نمي باشند.

بحث و نتيجه گيري

        در پژوهش حاضر ميانگين كل دانشجويان  دانشگاه شهيد چمران (اهواز) در پرسشنامه سلامت عمومي 84/29 مي باشد، كه از ميانگين گزارش شده توسط مؤلفات اصلي پرسشنامه تا حدودي بالاتر است. اين يافته گوياي اينست كه سلامت عمومي دانشجويان در حد مناسب نيست و بر مسؤلين آموزشي و فرهنگي دانشگاه است كه در ضمينه هاي مختلف آموزشي و رفاهي خدمات مشاوره اي، امكانات لازم را در راستاي حفظ يك محيط مناسب در جهت افزايش روحيه علمي و هيجاني -عاطفي مناسب دانشجويان اقدامات لازم را مبذول فرمايند. در غير اينصورت با افزايش مشكلات، سرمايه ها و نيروهاي بشاش جامعه به ويژه قشر جوان امكان رشد و پيشرفت نخواهند داشت. دانشجويان دختر در مقايسه با دانشجويان پسراز سلامت عمومي بدتري برخوردارند. اما اين تفاوت معني دار نبود. بنابراين، برعهده ي دست اندركاران و مجريان دانشگاه است كه امكانات و آزادي بيشتري را در محيط دانشگاه اعم از آموزشي تفريحي به ويژه براي دانشجويان دختر كه از ساير شهرستانها آمده اند، فراهم نمايند. چون هنوز اقشار جامعه با ديد محدود نگر به  زنان نگاه مي كنند. به علاوه دانشجويان دانشكده الهيات نسبت به دانشكده هاي علوم تربيتي و روانشناسي و تربيت بدني از لحاظ سلامت روان در وضعيت بدتري قرار دارند، كه حاكي از جو محدود نگر محيط دانشكده براساس رشته تحصيلي آنهاست. دانشجويان دانشكده ي تربيت بدني براساس نوع رشته كه فعاليت بدني‌وتمريني همراه است از سلامت عمومي بهتري نسبت به دانشكده‌ي الهيات و علوم تربيتي و روانشتاسي برخوردارند، اما اين تفاوت از لحاظ سلامت عمومي معني دار نبود. نتايج تحليل واريانس چند متغيري در مورد دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار و دانشجويان سنين مختلف از لحاظ سلامت عمومي نشان داد كه گر چه دانشجويان ورزشكار در مقايسه با  دانشجويان غير ورزشكار از سلامت عمومي مناسبتري بهره مي برند، اما اين تفاوت معني دارنبود.

     با توجه به اينكه جامعه سالم و توانمند مي تواند اقشار پويا و شاداب به ويژه جوانان را در ابعاد مختلف تربيت نمايد. بنابراين سلامت عمومي و رواني اين قشر در ابعاد مختلف از جمله با استفاده از ورزش و فعاليت فيزيكي مي تواند ضامن پيشرفت آنها در جامعه در گستره هاي مختلف باشد. در واقع،ايجاد و تدوين برنامه هاي ورزشي و تمريني مناسب و ارائه ي خدمات مشاوره وروانشناسي مناسب  در محيط دانشگاه از سوي مسؤلين زيربط مي تواند تا حدودي مشكلات عاطفي و روحي، رواني دانشجويان را رفع نمايند، كه يافته هاي تحقيقاتي محققان همه گوياي اين نتيجه است.

 



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06

بررسي تأثير دوران قاعدگي بر افسردگي دانشجويان دختر دانشگاه شهيد چمران اهواز

دكتر يوسفعلي عطاري*

عباس امان الهي**

چكيده

        هدف از اين پژوهش بررسي تأثير دوران قاعدگي بر افسردگي دانشجويان دختر دانشگاه شهيد چمران اهواز بود. جامعه ي اين پژوهش كليه ي دختران دانشجوي دوره ي كارشناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز در نيمسال اول سال تحصيلي 85-1384 بودند كه از ميان آنها صد نفر به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه ي افسردگي بك(BDI) و فرم اطلاعات فردي بودند كه آزمودني ها دو بار به آنها پاسخ دادند( بار اول 10 روز پس از قاعدگي و بار دوم در اولين روز قاعدگي ماه بعد). طرح اين پژوهش از نوع شبه آزمايشي بود و داده ها با استفاده از آزمون t و تحليل واريانس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج نشان داد كه:

        بين افسردگي دختران در دوره ي عادي و دوران قاعدگي در نمره  يكل افسردگي و بيست و يك مقوله ي آن تفاوت معناداري وجود دارد و دختران در دوران قاعدگي افسردگي بيشتري تجربه مي كنند. نتايج همچنين نشان داد كه در ميان سنين مختلف دانشجويان ( 19 تا 25 سالگي) دوران قاعدگي تأثير بيشتري بر دختران 24 و 25 ساله دارد. بين ميزان افسردگي دانشجويان رشته هاي مختلف در دوران عادي تفاوت معني داري وجود دارد و دانشجويان رشته هاي فني و علوم پايه افسردگي بيشتري تجربه مي كنند اما در ميزان تأثير پذيري از دوران قاعدگي بين دانشجويان رشته هاي مختلف تفاوت معني داري وجود ندارد.

 



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/11/06
دكتر رضا باقريان سرارودي، از دانشجويان اولين ورودي دوره دكتري تخصصي روانشناسي سلامت دانشگاه تهران،  روزچهارشنبه پانزدهم فروردين 86از رساله خود تحت عنوان "بررسي اكتشافي متغيرهاي پيش بيني كننده افسردگي پس از سكته قلبي " دفاع نمود.
 استاد راهنماي اين رساله دكتر بيژن گيلاني عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تهران بود.
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي  اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر رضا باقريان ارايه مي شود:

مقدمه: افسردگي پس از سكته قلبي كه در بيماران MI بسيار شايع مي باشد، پيامدهاي ناگوار متعددي براي اين بيماران به همراه دارد. اين اختلال روانشناختي يك عامل خطرساز بسيار مهم و مستقلي در افزايش مرگ و مير و كاهش كيفيت زندگي بيماران پس از سكته قلبي است. معهذا، سئوالات بسياري در مورد سبب شناسي و عوامل خطرساز اين نوع افسردگي بي پاسخ مانده است. به علاوه تعيين متغيرهاي پيش بيني كننده اين اختلال به منظور شناسائي بيماران در خطر از اهميت ويژه اي برخوردار است. هدف از اين پژوهش اكتشاف و تعيين متغيرهاي پيش بيني كننده روانشناختي، كارديولوژيك و جمعيت شناختي در پيش بيني افسردگي پس از سكته قلبي مي باشد.

روش: 176 بيمار سكته قلبي بين سن 32 تا 82 سال كه پي در پي با تشخيص قطعي MI طي 5 ماه اول سال 1385 در يكي از بيمارستانهاي مجهز به CCU شهر اصفهان بستري شدند با در نظر گرفتن معيارهاي ورود و خروج انتخاب گرديدند و در حين بستري به عنوان ارزيابي خط پايه مورد ارزيابي چندگانه روانشناختي و طبي قرار گرفتند. در جمع آوري داده هاي خط پايه از مقياسهاي شخصيت تيپD ، ادراك بيماري، حمايت اجتماعي جند وجهي، كنترل شخصي، رويدادهاي زندگي، پرسشنامه اطلاعات جمعيت شناختي و طبي و اكوكارديوگرافي يا آنژيوگرافي (به منظور تعيين عملكرد بطن چپ قلب) استفاده شد. سپس سه ماه پس از ترخيص (مرحله پيگيري) افسردگي در اين بيماران با استفاده از مقياس افسردگي بك براي مراقبتهاي اوليه (BDI-PC)، ويژه ارزيابي افسردگي در بيماران جسمي، ارزيابي شد. داده هاي بدست آمده در خط پايه و پيگيري مقطع سه ماه پس از ترخيص با استفاده از روش رگرسيون لجستيك مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

نتايج: يافته هاي نشان داد كه 9/44% بيماران در سه ماه بعد از ترخيص دچار افسردگي باليني شدند. همچنين نتايج اين پژوهش نشان داد كه متغيرهاي عاطفه منفي(254/1OR= ، با فاصله اطمينان 342/1-171/1 و 01/0< P )، شدت سكته قلبي ادراك شده(098/1OR= ، با فاصله اطمينان 140/1-058/1 و 01/0< P )، حمايت اجتماعي ادراك شده(93/0OR= ، با فاصله اطمينان 969/0-894/0 و01/0< P ) و عملكرد بطن چپ (LVEF) ( 47/2OR= ، با فاصله اطمينان 0604/6 - 0073/1 و 05/0 P<) در پيش بيني افسردگي پس از MI، سهم معنادار داشتند. به علاوه يافته ها نشان داد كه مدل بدست آمده داراي روائي پيش بين 66/84% با حساسيت 75/79% و ويژگي 66/88% در متمايز ساختن بيماران با خطرپذيري بالا از بيماران با خطرپذيري پائين براي ابتلا به افسردگي پس از سكته قلبي مي باشد.

نتيجه گيري: به نظر مي رسد بروز افسردگي به دنبال سكته قلبي عمدتا ناشي از تركيبي از عوامل روانشناختي و پيامدهاي كارديولوژيك اين بيماري است. اين يافته كه اختلال در عملكرد بطن چپ (LV) با افزايش خطر بروز افسردگي پس از سكته قلبي ارتباط دارد يك دستاورد جديدي است كه ضمن تحريك حس كنجكاوي علمي در بررسي نقش فعاليت سيستم عصبي- هورموني يا افزايش سايتوكاينهاي التهابي همراه اختلال در عملكرد بطن چپ، مي تواند منطق مناسبي براي بررسيهاي دقيق تر در مورد تاثير LVEF در نقش پيش آگهي دهنده افسردگي باشد. با توجه به قابل ارزيابي بودن متغيرهاي اكتشافي در پيش بيني افسردگي پس از سكته قلبي در اين مطالعه، به نظر مي رسد امكان شناسائي و تعيين بيماران در خطر اين نوع افسردگي وجود دارد. بنابر اين با استفاده از يك روش ارزيابي مشتمل بر متغيرهاي اكتشافي در اين مطالعه مي توان از بروز افسردگي در بيماران پس از سكته قلبي پيشگيري به عمل آورد.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

دكتر ناصر صبحي قراملكي، از دانشجويان ورودي1380 دوره دكتري تخصصي روانشناسي دانشگاه تربيت مدرس، روز 30 دي ماه 85، از رساله خود تحت عنوان "بررسي اثربخشي شناخت درماني و آموزش مهارتهاي مطالعه در كاهش اضطراب امتحان و افزايش عملكرد تحصيلي با توجه به مولفه هاي شخصيتي" "Comparing the efficacy of cognitive therapy, and study skills training in the treatment of test anxiety and improvement academic achievement regarding personality components" دفاع نمود. استاد راهنماي اين رساله دكتركاظم رسول زاده طباطبايي دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه تربيت مدرس بود
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي  اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر ناصر صبحي قراملكي ارايه مي شود:
در اين پژوهش؛اثر بخشي دو روش شناخت درماني و آموزش مهارتهاي مطالعه و تعامل آنها با مولفه شخصيتي در كاهش اضطراب امتحان و افزايش عملكرد تحصيلي دانشجويان دانشگاههاي دولتي شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفت.نمونه پژوهش شامل 102 دانشجوي مبتلا به اضطراب امتحان بود كه از طريق سياهه اشپيلبرگر و مصاحبه باليني شناسايي و سپس بطور تصادفي در گروههاي آزمايشي و كنترل قرار گرفتند.آزمودنيها در سه گروه و هر گروه به تعداد 34 نفر بودند.يك گروه شناخت درماني و يك گروه آموزش مهارتهاي مطالعه را تجربه نمودند و گروه ديگر گروه كنترل را تشكيل دادند. به لحاظ افت آزمودنيها؛ نمونه نهايي به 90 نفر ، هر گروه شامل 30 دانشجو، تقليل يافت. روشهاي درماني(آموزش مهارتهاي مطالعه و شناخت درماني) و مولفه هاي شخصيتي به عنوان متغير مستقل و نمرات اضطراب امتحان و عملكرد تحصيلي(معدل دروس) به عنوان متغيروابسته بكار رفتند.
نتايج تحليل واريانس يك راهه و دو راهه بر تفاضل نمرات پيش آزمون - پس آزمون و پيش آزمون- پيگيري نشان داد،بين گروههاي مورد مطالعه در ميزان اضطراب امتحان تفاوت معني داري وجود دارد. آزمون تعقيبي توكي نشان داد اضطراب امتحان در گروههاي شناخت درماني و آموزش مهارتهاي مطالعه در مقايسه با گروه كنترل بطور معني داري كاهش يافت.نتايج آزمون t نيز تفاوت معني داري بين دانشجويان درون گرا و برون گرا در كاهش اضطراب امتحان از طريق اعمال شناخت درماني؛ نشان داد بود. همچنين نتايج تحليل واريانس يك راهه و دو راهه بر تفاضل نمرات پيش آزمون - پس آزمون عملكرد تحصيلي نشان داد،بين گروههاي مورد مطالعه در ميزان عملكرد تحصيلي تفاوت معني داري وجود دارد.نتايج آزمون t تفاوت معني دار در افزايش عملكرد تحصيلي از طريق آموزش مهارتهاي مطالعه به نفع دانشجويان درون گرا نشان داد.اما با اعمال شناخت درماني در افزايش عملكرد تحصيلي و با اعمال آموزش مهارتهاي مطالعه در كاهش اضطراب امتحان؛ بين دانشجويان درون گرا و برون گرا تفاوت معني داري بدست نيامد.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03
دكتر ناصر گودرزي، از دانشجويان اولين ورودي دوره دكتري تخصصي روانشناسي سلامت دانشگاه تهران،  روز چهارشنبه شانزدهم اسفند 85، از رساله خود تحت عنوان "بررسي اثر بخشي روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي بر درمان اختلالات مصرف مواد افيونی" دفاع نمود. استاد راهنماي اين رساله دكتر محمدعلي بشارت دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه تهران بود.
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي  اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر ناصر گودرزي ارايه مي شود:

هدف پژوهش حاضر بررسي اثر بخشي روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي بر درمان اختلالات مصرف مواد افيونی بود. در يک طرح آزمايشي صد و بيست بيمار مرد با تشخيص وابستگي به مواد افيوني (بر پايه معيارهايDSM-IV-TR ) که براي درمان نگهدارنده با متادون مراجعه کرده بودند به صورت تصادفي به تساوي در سه گروه آزمايشي و يک گروه گواه در هر گروه 30 نفر اختصاص داده شدند: 1) گروه درمان با روش فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي همراه با متادون، 2) گروه درمان با روش فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي همراه با آموزش حمايت خانواده و متادون، 3) گروه درمان با روش شناختي- رفتاري همراه با متادون و 4) گروه درمان با متادون. گروه هاي آزمايشي اول و دوم هشت جلسه و گروه آزمايشي سوم دوازده جلسه تحت روان درمانی گروهی قرار گرفتند. آزمودنيها توسط مصاحبه ساختار يافته شاخص مصرف مواد افيوني(OTI) و پرسشنامه سلامت رواني(MHI) قبل از شروع درمان و پنج ماه پس از پايان درمان گروهي مورد ارزيابي قرار گرفتند. گروه گواه بدون هيچ درمان گروهي تنها داروي متادون دريافت کرد. داده ها به کمک روش آماري تحليل واريانس با اندازه گيري هاي مکرر و روش آماري خي دو مورد تحليل قرار گرفت. يافته ها نشان داد که هر سه گروه روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي، روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي همراه با آموزش خانواده و روش درمان شناختي– رفتاري در کاهش ميزان عود، باقي ماندن در درمان و درمان کاهش مصرف مواد، بهبود عملکرد اجتماعي، کاهش رفتارهاي بزهکارانه، بهبود تندرستي، افزايش بهزيستي روانشناختي، کاهش درماندگي روانشناختي از روش درمان با متادون تنها موثرتر است. همچنين روش درمان فعال سازي رفتاري قراردادي گروهي به اضافه آموزش حمايت خانواده در حفظ بيماران در درمان و کاهش ميزان عود از سه روش ديگر موثرتر بود. با توجه به يافته هاي پژوهش به نظر مي آيد به کارگيري روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي به نحو قابل توجهي اثربخشي درمان دارويي را در درمان و پيش گيري از عود مواد افيوني افزايش مي دهد. 

 دكتر شهربانو قهاري، از دانشجويان  دوره دكتري تخصصي روانشناسي باليني دانشگاه علوم پزشكي ايران (انستيتو روانپزشكي تهران) در بهمن ماه 85، از رساله خود تحت عنوان "كارايي رويكرد شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف حشيش" دفاع نمود. استاد راهنماي اين رساله دكتر محمد كاطم عاطف وحيد بود.
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي  اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر شهربانوقهاري ارايه مي شود:

هدف: بررسي كارايي رويكرد شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف حشيش هدف اصلي اين پژوهش بود. 
روش: در يك طرح آزمايشي، 36 بيمار با تشخيص وابستگي به حشيش به صورت تصادفي در دو گروه آزمايشي و گواه با 18 نفر در هر گروه قرار داده شدند.
نمونه‌هاي گروه آزمايشي طي 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادي تحت درمان قرار گرفتند. آزمودني‌هاي هر دو گروه توسط مصاحبه ساخت‌يافته شخصيت (SCID)، پرسشنامه هوش هيجاني، پرسشنامه اضطراب و افسردگي بك، پرسشنامه عقايد نسبت به مواد و فرم ثبت روزانه ولع و لغزش قبل از شروع درمان (مرحله ارزيابي)، جلسه ششم، دوازدهم و 90 روز پس از پايان درمان مورد ارزيابي قرار گرفتند. گروه گواه در اين مدت درمان روان‌شناختي دريافت نكرد. داده‌ها به كمك روش آماري تحليل واريانس با اندازه‌گيري مكرر، آناليز واريانس دو طرفه، آزمون t همبسته و آزمون خي دو مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

يافته‌ها: نتايج نشان داد كه رويكرد شناختي رفتاري در كاهش ولع و لغزش، افزايش خويشتن‌داري، ‌كاهش اضطراب و افسردگي، ‌تغيير عقايد نسبت به موادو افزايش توانايي‌هاي فردي در مؤلفه‌هاي هوش هيجاني (توانايي‌هاي درون فردي، بين فردي، تحمل استرس، سازش‌پذيري و خلق عمومي) مؤثر بوده است. نتيجه: به نظر مي‌رسد رويكرد شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف حشيش و پيشگيري از عود آن از كارايي قابل ملاحظه‌اي برخوردار مي‌باشد.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

 

دكتر حميد پورشريفي از پايان‌نامه دكتري تخصصي خود در رشته روانشناسي سلامت تحت عنوان «تاثیر مصاحبه‌ي انگیزشی بر بهبود شاخص‌های سلامت در افراد مبتلا به دیابت نوع دو» به تاريخ 30 مهر 1386 دفاع نمودند. رساله‌ي ايشان توسط دكتر رضا زماني، عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تهران هدايت شده است.

چكيده رساله

به منظور بررسي اثربخشي مصاحبه‌ي انگيزشي گروهي و آموزش گروهي شناختي- رفتاري در تغيير رفتار افراد مبتلا به ديابت نوع دو، در زمينه‌ي كنترل قند خون، كاهش وزن، بهزيستي، كيفيت زندگي و مراقبت از خود، از ميان مراجعان انجمن ديابت ايران و انستيتو غدد و متابوليسم، 93 بيمار مبتلا به ديابت نوع دو انتخاب شدند. سنجش در سه مرحله انجام پذيرفت؛ خط پايه يا پيش‌آزمون، دو هفته بعد از آخرين جلسه‌ي مداخله، و 9 هفته بعد از آخرين جلسه‌ي مداخله. شركت‌كنندگان به طور تصادفي به گروه‌هاي مصاحبه‌ي انگيزشي (30 نفر)، آموزش گروهي‌ شناختي- رفتاري (26 نفر) و كنترل (37 نفر) اختصاص يافتند. ميان گروه‌هاي پژوهش از نظر ويژگي‌هاي خط پايه (سن، سابقه‌ي ديابت، جنسيت، آمادگي تغيير، الگوهاي شخصي و شاخص‌هاي پيامد) تفاوتي ديده نشد. براي هر كدام از مداخله‌ها، چهار جلسه‌ي گروهي به مدت 90 دقيقه توسط روانشناس واحدي برگزار شد. شاخص‌هاي پيامد عبارت بودند از HbA1c، و BMI ، بهزيستي و كيفيت زندگي، و مراقبت از خود.

نتايج نشان داد كه در گروه مصاحبه‌ي انگيزشي در مقايسه با گروه كنترل، ميانگين BMI، به طور معناداري پايين‌تر بود؛ همچنين ميانگين كيفيت زندگي و نيز ميانگين مراقبت از خود (در زمينه‌ي ورزش) به طور معناداري بالاتر بود. در مداخله‌ي آموزش گروهي شناختي- رفتاري در مقايسه با گروه كنترل، ميانگين BMI، به طور معناداري پايين‌تر بود؛ همچنين ميانگين بهزيستي، و نيز ميانگين مراقبت از خود (در زمينه‌ي رژيم غذايي به طور معناداري بالاتر بود. در نهايت، در مداخله‌ي مصاحبه‌ي انگيزشي گروهي، در مقايسه با آموزش گروهي شناختي- رفتاري، ميانگين HbA1c به طور معناداري پايين‌تر بود، و ميانگين مراقبت از خود (در زمينه‌ي رژيم غذايي)، به طور معناداري بالاتر بود.

بر اساس يافته‌هاي پژوهش به نظر مي‌رسد در بيماران ديابت نوع دو، مصاحبه‌ي انگيزشي به شكل گروهي آن مي‌تواند به عنوان مداخله‌اي موثر، شاخص توده‌ي بدن، كيفيت زندگي، و مراقبت ازخود (در زمينه‌ي ورزش) را بهبود بخشد، آموزش گروهي شناختي- رفتاري مي‌تواند به عنوان مداخله‌اي موثر، شاخص توده‌ي بدن، بهزيستي، شاخص كلي مراقبت از خود، و مراقبت از خود (در زمينه‌ي رژيم غذايي) را بهبود بخشد، و مداخله‌ي مصاحبه‌ي انگيزشي گروهي، بهتر از آموزش گروهي شناختي- رفتاري، مي‌تواند HbA1c و مراقبت ازخود (در زمينه‌ي رژيم غذايي) را بهبود بخشد.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

 

دكتر مژگان صلواتي از پايان‌نامه دكتري تخصصي خود در رشته روانشناسي باليني تحت عنوان «طرح‌واره‌هاي غالب و اثربخشي طرح‌واره‌‌ درماني در بيماران زن مبتلا به اختلال شخصيت مرزي» به تاريخ 20 آبان 1386 دفاع نمودند. رساله ايشان توسط دكتر يزدان‌دوست از اعضاي هيات علمي گروه روانشناسي باليني انستيتو روانپزشكي (دانشگاه علوم پزشكي ايران) هدايت شده است.

چكيده رساله

هدف‌های پژوهش حاضر عبارت از بررسي طرح واره‌هاي غالب و اثربخشي طرح‌واره درماني در بيماران زن مبتلا به اختلال شخصيت مرزي است. به منظور دستيابي به اين هدف‌ها، در ابتدا بر روي يك گروه نمونه‌ي 40 نفري بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي كه توسط SCID-II بررسي شده بودند، پرسشنامه‌هاي YSQ، TPI، YCI و YRAI اجرا شد. سپس، طرح‌واره‌هاي غالب، ريشه‌های والديني اين طرح‌واره‌ها و سبك‌هاي مقابله‌اي بيش‌جبران و اجتنابي اين گروه مشخص گرديد. در مرحله‌ي بعد، شش بيمار از اين گروه به منظور ورود به طرح‌واره درماني انتخاب و پس از تكميل رضايت‌نامه درمان، به منظور تعيين خط پايه BPDSI، BPD Checklist، BAI، BDI-II و GAF تکمیل کردند. درمان براساس بسته‌ي درماني يانگ (2005) اجرا شد و از راهبردهاي شناختي و تجربه‌گرايانه به منظور تعديل طرح‌واره‌ها استفاده شد. همچنين، در طول درمان راهبرد فرزندپروري مجدد محدود شده مورد توجه قرار گرفت. ابزارهاي BPDSI در جلسات خط پايه، شانزدهم، پس آزمون و پيگيري، BPD Checklist در جلسات خط پايه، در پايان هر ماه و در پيگيري، BDI-II و BAI هر جلسه‌ و GAF در جلسات خط پايه، جلسات فرد، پس‌آزمون و پيگيري اجرا شد. نتايج نشان داد كه طرح‌واره درماني موجب كاهش معني دار نمرات علايم اختلال شخصيت مرزي به جز تكانش‌گري و احساس تهي بودن مي‌شود و در مورد خشم نیز تأثير اندکی در درمان کوتاه مدت دارد. همچنين، طرح‌واره درماني موجب تعديل طرح‌واره‌هاي غيرانطباقي در پنج مورد از بيماران گرديد. در نهایت، نتیجه گرفته شد، اگر چه طرح‌واره درماني در كاهش علايم اختلال شخصيت مرزي بيماران زن موثر است، اما به منظور دستیابی به اهداف درمانی، نياز به درمان بلند مدت است.

 


 



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03
دكتر فریبا زرانی از پايان‌نامه‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسي سلامت تحت عنوان «اثر‌بخشی مدل IMBبر میزان پیروی بیماران قلبی– عروقی تحت عمل بای پس (CABG)» به تاريخ 13 اسفند 1386 دفاع نمودند. رساله‌ي ايشان توسط دكتر رضا زماني، عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تهران هدايت شده است. ضمنا ایشان اولین دانش‌آموخته‌ی زن در دوره‌ی دکتری تخصصی روانشناسی سلامت در ایران هستند.

چكيده رساله

پیروی از توصیه های بهداشتی و درمانی در بیماری های مزمن از مشکلات عمده حوزه سلامت محسوب می شود و ارتقاء پیروی بیماران همواره از دغدغه‌های متخصصان این حوزه بوده است. بر این اساس نظریه های متعددی مطرح شده اند که از این میان مدل اطلاعات _ انگیزش _ مهارت های رفتاری (IMB) الگویی جامع برای ارتقاء پیروی ارائه می‌دهد. پژوهش حاضر اثر بخشی مدل IMB بر میزان پیروی بیماران قلبی _ عروقی تحت عمل جراحی بای پس (CABG) را بررسی نموده است و رابطه متغیرهای روانشناختی (افسردگی، اضطراب، استرس) را با پیروی این بیماران سنجیده است. از میان بیماران قلبی _ عروقی که طی مدت مطالعه در پنج بخش جراحی مرکز قلب تهران جهت انجام عمل جراحی CABG بستری بودند، تعداد 152 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ازمایشی (77N= ) و کنترل (75 N=) جایگزین شدند. افراد گروه نمونه اکثراً مرد (6/81% مرد، 4/18% زن) ومتاهل (98% متاهل، 2% مجرد)بودند و دردامنه سنی 40 تا 65 سال با میانگین 15/53 سال وانحراف استاندارد 87/11 سال قرار داشتند. سنجش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون (1 ماه بعد) و پیگیری (3 ماه بعد) با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی؛ پرسشنامه اطلاعات _ انگیزش _ مهارتهای رفتاری مرتبط با پیروی بیماران قلبی (HPAIMBS)؛ مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستانی (HADS)؛ مقیاس استرس ادراک شده (PSS)؛ مقیاس پیروی کلی (GAS) و پیروی اختصاصی (SAS) صورت گرفت. گروه آزمایشی، مداخله بر اساس مدل IMB را طی یک جلسه 120 دقیقه ای در گروه های 5 نفره دریافت کردند و گروه کنترل از مداخلات معمول بیمارستانی به همراه مشاوره‌ی حمایتی روانشناس برخوردار بودند. نتایج نشان داد در گروهی که مداخله IMB را دریافت کردند، میزان پیروی کلی و اختصاصی به طور معنا‌دار بیشتر از گروه کنترل بود. متغیرهای روانشناختی مورد نظر همبستگی منفی و معنا‌دار با پیروی کلی و اختصاصی نشان دادند. همچنین روابط درونی مولفه های مدل IMB با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد و نتایج نشان داد که در پیروی کلی، اطلاعات با انگیزه و انگیزه با مهارت های رفتاری مرتبط است و از این طریق پیروی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در پیروی اختصاصی، علاوه بر این که انگیزه واسطه ارتباط اطلاعات با مهارت های رفتاری است، خود مستقیما بر پیروی اثر دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، به نظر می رسد مداخله کوتاه مدت بر اساس مدل IMB که تاکید بر افزایش اطلاعات، تقویت انگیزه و بهبود مهارت های رفتاری در رابطه با پیروی از توصیه‌های پزشک دارد می تواند میزان پیروی را در بیماران قلبی _ عروقی ارتقاء دهد. همچنین وضعیت روانشناختی بیماران (افسردگی، اضطراب، استرس) بر پیروی آنها از توصیه های درمانی و اثر بخشی مداخله اثر‌گذار است و می بایست در مداخلات ویژه ارتقا‌ی پیروی بیماران قلبی _ عروقی مورد توجه قرارگیرد



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

دكتر حیدر اسلامی شهربابکی از رساله‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسي سلامت تحت عنوان « بررسي ميزان اثربخشي مداخله رواني- آموزشي بر شاخص‌هاي سلامت در زنان چاق » به تاريخ 23 اردیبهشت ماه 1387 دفاع نمودند. رساله‌ي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روانشناسي دانشگاه تهران هدايت شده است.

چكيده رساله

پژوهش حاضر اثربخشي مداخله رواني-آموزشي بر شاخص‌هاي سلامت در زنان چاق را بررسي نموده است. از ميان مادران دانش آموزان هنرستان دخترانه صنايع يزد (246 =n)، تعداد 100 نفر شامل 34 نفر بهنجار و 66 نفر چاق انتخاب شدند. چاقي بر اساس شاخص توده بدن (BMI) محاسبه شد. افراد چاق به طور تصادفي به دو گروه آزمايش (32 نفر) و كنترل (34 نفر) تقسيم شدند. سنجش شاخص‌هاي سلامت كه شامل شاخص توده بدن (BMI)، نسبت دور كمر به دور باسن، قند خون، كلسترول خون، تري‌گليسريد خون، حرمت خود، تصوير بدني و اختلالات روانشناختي بود در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول (پيش آزمون) اين شاخص‌ها بين گروه‌هاي سه گانه چاق آزمايش، چاق كنترل و بهنجار مورد مقايسه قرار گرفت. مقايسه اين شاخص‌ها در گروه‌هاي چاق آزمايـش و چاق كنتـرل، نشـان داد كه از نـظر شاخص توده بدن (F برابر 86/0 و p برابر 77/0)، نسبت دور كمر به دور باسن (F برابر 175/0 و p برابر 68/0)، قند خون (F برابر 81/1 و p برابر 18/0)، تري‌گليسريد (F برابر 07/0 و p برابر 79/0)، كلسترول (F برابر 57/0 و p برابـر 45/0)، حرمـت خود (t برابر 23/0- و p برابر 81/0) و تصـوير بدنـي (t برابر 16/0 و p برابر 99/0) تفاوت بين گروه‌ها معنادارنبود، ولي در شـاخص اختلالات رواني (t برابــر 6/4- و p برابر 001/0) تفاوت معنادار بود. مقايسه شاخص‌هاي فوق بين گروه‌هاي بهنجار و چاق نشان داد كه در نسبت دور كمر به دور باسن (F برابـر 84/8 برابر 004/0)، قند خون (F برابر 03/8 و p برابـر 006/0)، كلستـرول (F برابر 33/9 و p برابر 003/0) و حرمـت خود (t برابــر 9/10 و p برابـر 001/0) تفـاوت آن‌ها معـنادار بود، ولـي در ميزان تـري‌گليسريد خون (F برابـر 22/6 و p برابر 14/0)، اختلالات رواني (t برابر 96/1- و p برابر 094/0) و تصوير بدني (t برابر 81/1 و p برابر 074/0) تفاوت معنادار نبود. پس از سنجش اول مداخله رواني-آموزشي صورت گرفت. مداخله شامل 12 جلسه 90 دقيقه‌اي بود كه هر هفته يك جلسه برگزار شد. مداخله در مورد گروه چاق آزمايش اعمال شد و گروه چاق كنترل 5 جلسه آموزشي درباره خانواده و تربيت فرزند دريافت كردند. دو هفته پس از مداخله، سنجش دوم انجام شد. پس از 6 ماه پيگيري، سنجش سوم انجام شد. مقايسه بين داده‌هاي حاصل از ارزيابي دو گروه چاق كنترل و چاق آزمايش نشان داد كه در شاخص توده بدن (F برابر 8/10 و 001/0p< )، نسبت دور كمر به دور باسن (F برابر 33/54 و 001/0p< )، قند خون (F برابر 79/18 و 001/0p< )، ميزان كلسترول خون (F برابر 91/44 و 001/0p< )، ميزان تري‌گليسريد خون (F برابر 72/16 و 001/0p< )، اختلالات رواني (F برابر 88/42 و 001/0p< ) و حرمت خود (F برابر 11 و 001/0p< ) تفاوت معنادار بود، ولي در شاخص تصوير بدني (F برابر 03/2 و 001/0p< ) تفاوت معنادار نبود.

بر اساس يافته‌هاي پژوهش، مداخله رواني-آموزشي، مي‌تواند به عنوان مداخله‌اي مؤثر و كارآمد، شاخص‌هاي سلامت شامل شاخص توده بدن، نسبت دور كمر به دور باسن، ميزان قند خون، ميزان كلسترول خون و ميزان تري‌گليسريد خون را در افراد چاق كاهش دهد و سبب ارتقاء سلامت جسماني شود. اين نوع مداخله مي‌تواند در افراد چاق اختلالات رواني را كاهش و حرمت خود را افزايش دهد و تصوير بدني را بهبود بخشد.

واژگان كليدي: چاقي، مداخله رواني-آموزشي، شاخص توده بدن (BMI)، نسبت دور كمر به دور باسن (WHR)، حرمت خود، تصوير بدني، اختلالات رواني




:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

دكتر حسین کارشکی[1] از رساله‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسي تربیتی تحت عنوان «انقش الگوهای انگیزشی و ادراکات محیطی در یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان پسر پایه سوم دبیرستانهای شهر تهران » به تاريخ 26 فروردین‌ماه 1387 دفاع نمودند. رساله‌ي ايشان توسط دكتر خرازی، عضو محترم هيات علمي دانشگاه تهران هدايت شده است.

چكيده رساله

هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین ادراکات محیطی، باورهای انگیزشی و یادگیری خودتنظیمی از طریق یک الگوی علًی است. بدین منظور نمونه ای به حجم 685 آزمودنی، از بین دانش آموزان پایه سوم دبیرستانهای نظری شهر تهران با روش نمونهگیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه ادراکات محیطی خانوادگی گرونلیک، دسی و ریان (1997)، پرسشنامه ادراک فعالیتهای کلاسی جنتری و همکاران (2002 )، اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران (1998)، خودکارآمدی و یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت (1990) به روش گروهی توسط آزمودنیها تکمیل شد. اعتبار و روایی پرسشنامه های مذکور احراز شد. نتایج اجرای همبستگی پیرسون نشان داد که تمام مولفه های ادراکات محیطی خانوادگی (پذیرش و حمایت خودمختاری پدر و مادر)، ادراکات فعالیتهای کلاسی (انتخاب، لذت، علاقه و چالش)، باورهای انگیزشی (اهداف تبحری، عملکردی رویکردی، عملکردی اجتنابی و خودکارآمدی) و یادگیری خودتنظیمی(راهبردهای شناختی، فراشناختی و مدیریت منابع) ، دو به دو با هم همبستگی دارند (01/0p<). با اجرای الگوی معادلات ساختاری برای آزمون رابطه ادراکات محیطی خانوادگی و مدرسه ای با راهبردهای خودتنظیمی از طریق متغیر میانجی باورهای انگیزشی مشخص شد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است و یادگیری خودتنظیمی به خوبی از طریق باورهای انگیزشی، و ادراکات محیطی پیش بینی و نبیین شده است (97/0 GFI= و 044/0RSMEA=). تمام ضرایب مسیر الگوی پیشنهادی نیز معنادار بود (01/0p<).

کلیدواژه ها: ادراکات محیطی خانوادگی، ادراکات فعالیتهای کلاسی، باورهای انگیزشی، جهت گیری های هدفی، خودکارآمدی و یادگیری خودتنظیمی



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

دكتر علی عسگری از رساله‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی تربیتی تحت عنوان «تبیین مدلی برای پیشرفت تحصیلی بر پایه مدل کار آدمی» به تاريخ 9 تیرماه 1387 دفاع نمودند. رساله‌ي ايشان توسط دكتر حیدرعلی هومن و دکتر محمود قاضی طباطبایی هدايت شده است.

چكيده‌ی رساله

با هدف تبیین مدلی دانش‎آموز محور برای پیشرفت تحصیلی، بر اساس تئوری مدل کار آدمی(MOHO)، که امکان مداخله‎های درمانی را در سطوح مختلف برای والدین، مربیان، مشاوران و اولیاء مدارس فراهم آورد و بر خلاف مدل‎های قبلی، افزون‎بر جامعیت بخشیدن به متغیرهای پیش‎بینی‎کننده پیشرفت‎تحصیلی، مبتنی بر مبنای نظری واحد و نیز پیونددهنده دو حوزه کاردرمانی و روان‎شناسی تربیتی باشد، اين پژوهش بر پایه مدلسازی معادلات ساختاری بر روی دانش‎آموزان دختر و پسر راهنمایی تحصیلی شهر تهران در دو مرحله مقدماتی و پایانی (جمعاً 617 دختر، 669 پسر) انجام شد. ابزار پژوهش را مقیاس محقق‎ساخته خرده‎نظامهای مدل‎کار آدمی برای اندازه‎گیری دو خرده‎نظام اراده و خوگیری، زیرمقیاس محیط از مقیاس خودارزیابی‎کاری (OSA؛ بارون و دیگران،2003)، برای اندازه‎گیری ویژگیهای محیط فیزیکی و اجتماعی، آزمون توانشهای سه‎گانه (استرنبرگ،1997)، برای اندازه‎گیری مؤلفه ذهنی خرده‎نظام ظرفیت‎عملکرد، و آزمون محقق‎ساخته پیشرفت تحصیلی (در چهار درس ریاضی، علوم، فارسی و انگلیسی) تشکیل می‎داد. نتایج مرحله مقدماتی منجر به رواسازی و اعتباریابی مقیاس خود‎ارزیابی‎کاری و نیز توسعه مقیاسی معتبر و روا برای اندازه‎گیری خرده‎نظامهای مدل‎کار آدمی متناسب با ویژگیهای سنی، روانی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه شد. نتایج مرحله پایانی نشان داد که مؤلفه‎های علائق‎، ارزشها و علیت شخصی، از خرده‎نظام اراده، و مؤلفه‎های عادتها و نقشها از خرده‎نظام خوگیری از طریق میانجی‎گری محیط فیزیکی و اجتماعی، و خرده‎نظام ظرفیت عملکرد به گونه مستقیم بر پیشرفت تحصیلی تأثیر می‎گذارد. به گونه‎ای که با افزایش و توانمندشدن مؤلفه‎ها در محیط مناسب فیزیکی و اجتماعی، پیشرفت تحصیلی بهبود می‎یابد. سایر مدل‎های رقیب، با داده‎ها برازش نداشت. نتایج تحلیل‎نیمرخ نشان داد که دختران در همه مؤلفه‎های مدل‎کارآدمی نمره بالاتری نسبت به پسران به دست آوردند. اما الگوی ساختار عاملی آنها برپایه مدل ساختاری چندگروهی تفاوت نداشت. برپایه این مدل، مشاوران، روان‎شناسان و مربیان‎ پرورشی مدارس می‎توانند مشکلاتی را که بر رفتار کارکردی یا انطباقی دانش‎آموزان تأثیر می‎گذارد در هر یک از حوزه‎‎های عملکرد کاری که تحت‎تأثیر عوامل روانی، اجتماعی و فیزیکی محیط قرار دارد، شناسایی کنند و طرح مداخله‎ای مناسب با آن را به منظور بهبود پیشرفت تحصیلی تدوین نمایند. چارچوب حاصل از این مطالعه منجر به تدوين يک مدل تجربي و علّي به منظور توسعه تئوري مدل کار آدمي در حوزه روان‏شناسي پرورشی به گونه کلي، و در زمينه پيشرفت تحصيلي، به گونه اختصاصي شد و زمینه بهبود و افزایش پیشرفت تحصیلی را از طریق روشهای نسبتاً ساده‎ کاردرمانی فراهم آورد تا نسبت به روشهای رایج مشاوره و درمانگری با سهولت بیشتر و هزینه و زمان کمتری انجام شود.

کلیدواژه ها:

پیشرفت تحصیلی، مدل کار آدمی، روان‎شناسی تربیتی، مدلسازی معادلات ساختاری



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

دكتر حمیدرضا حسن‌‌آبادی از رساله‌ی دكتري تخصصي خود در رشته‌ی روانشناسی تربیتی تحت عنوان « اثر­های افتراقی شیوه­های ارائه مطالب و نقش تفاوت­های شناختی فردی بر اثربخشی و کارایی آموزش در محیط­های یادگیری چندرسانه­ای» به تاريخ 8 دی‌ماه 1387 دفاع نمودند. رساله‌ي ايشان توسط دكتر زهره سرمد هدايت شده است.

چكيده‌ی رساله

در مطالعه حاضر اصول طراحی­ آموزش چندرسانه­ای با هدف افزایش یادگیری معنادار مورد بررسی قرار گرفتند. در محیط­های چندرسانه­ای دربرگیرندة منابع چندگانه اطلاعات نظیر واژه­ها و تصویرها، یادگیری معنادار زمانی اتفاق می­افتد که یادگیرنده اطلاعات مناسب را انتخاب کند، این اطلاعات را در یک الگوی منسجم سازماندهی کند، و این الگوی ساخته شده را با دانش مناسب موجود یکپارچه سازد. حافظه کاری نقش اساسی در فرایندهای انتخاب، سازماندهی و یکپارچه­سازی اطلاعات ایفا می‌کند، زیرا حافظه کاری بخش فعال سامانه شناختی انسان است که پردازش کنترل شده در آن انجام می‌گیرد. فرض بر این بود که حافظه­کاری یادگیرنده یک سامانه چند مؤلفه­ای با دو خرده سامانه مستقل پردازش اطلاعات یکی برای اطلاعات دیداری/ فضایی و دیگری برای اطلاعات کلامی است، که هریک ظرفیت محدودی دارند. مجری مرکزی به عنوان یک سامانه کنترل­کننده توجه نقش هماهنگ کردن اطلاعات را از این دو خرده سامانه در مکانی به نام حافظه رویدادی میانی بر عهده دارد.

با گسترش فناوری­های چندرسانه­ای جدید در آموزش، ارائه همزمان اطلاعات از منابع چندگانه به گونه­ای فزاینده در حال افزایش است. این شیوه ارائه، اگر بدون در نظر گرفتن ویژگی­های سامانه شناختی انسان باشد، ممکن است بار شناختی سنگینی بر حافظه­کاری او تحمیل شود و بنابراین یادگیری بازداری شود. اگرچه، میزان بار شناختی تحمیل شده به تفاوت­های فردی یادگیرندگان در دانش و توانش شناختی بستگی دارد. بر مبنای ویژگی­های ذکر شده از حافظه کاری، نظریه­هایی نظیر نظریه بار شناختی و نظریه شناختی یادگیری چندرسانه­ای اصول طراحی چندرسانه­ای را به منظور غلبه بر پیامدهای منفی ناشی از ارائه اطلاعات از منابع چندگانه فراهم کرده‌اند.

هدف مطالعه حاضر، اصلاح اثر­های تقسیم- توجه و افزونگی در پرتو تفاوت­های شناختی فردی در یادگیری چندرسانه­ای بود. اثر تقسیم توجه زمانی اتفاق می­افتد که دانش­آموزان مجبورند توجه خود را بین منابع چندگانه اطلاعات تقسیم کنند، که ممکن است از طریق افزایش حجم مؤثر حافظه­کاری با ارائه متن به صورت شنیداری (اصل وجه حسی) یا یکپارچه­سازی فیزیکی منابع چند­گانه اطلاعات (اصل مجاورت فضایی) به منظور کاهش نیاز به جستجوی دیداری و یکپارچه­سازی ذهنی اصلاح شود. اثر افزونگی نیز از طریق ارائه همزمان متن و گفتار با واژه­های یکسان (اصل افزونگی کلامی) یا اضافه کردن اطلاعات جذاب، که از لحاظ موضوعی مرتبط و از نظر ساختاری نا مرتبط با مطالب اصلی می‌باشند، (اصل انسجام) اتّفاق می­افتد، که تحت این شرایط حذف منبع افزونه تکراری یا جذاب برای یادگیری سودمند است. با وجود این، اثر منفی تقسیم- توجه و افزونگی بر یادگیری می­توانند از طریق دانش قبلی یا هوش سیّال (اصل تفاوت فردی) تعدیل شوند.

مطابق این اصول طراحی، پیش­بینی شد که ارائه‌ی اطلاعات کلامی صرفاً به صورت شنیداری به جای دیداری به بهبود یادگیری منجر خواهد شد. از سوی دیگر، ارائه همزمان گفتار و متن بر- صفحه در برنامه‌های چندرسانه­ای شامل انیمیشن یا اضافه کردن واژه‌ها و تصویرهای به ظاهر مربوط امّا به لحاظ ساختاری نامربوط به تبیین‌های چندرسانه‌ای به افزایش بار شناختی برونزاد و یادگیری سطحی­تری از درس چندرسانه­ای منجر خواهد شد. همچنین، پیش‌بینی شد که ارائه‌های چندرسانه­ای بهینه (شرایط عدم وجود اطلاعات جذاب) برای افراد دارای دانش قبلی اندک مؤثرتر است، در صورتی که، ارائه تصویرها همراه متن شنیداری برای افراد دارای هوش سیّال بالا مؤثرتر خواهد بود.

به منظور آزمودن این پیش­بینی­ها، موضوع شکل‌گیری صاعقه از طریق انیمیشن طی دو آزمایش به دانش­آموزان دوره راهنمایی (با 51=n برای آزمایش1 و 104=n برای آزمایش2) ارائه شد. همزمان با انیمیشن، یک گروه متن بر- صفحه­ای را نزدیک انیمیشن دیدند (گروه متنی) و گروه دوّم گفتاری را شنیدند (گروه گفتاری). همچنین، در آزمایش 1، گروه دیگری هم متن و هم گفتار را دریافت کردند (گروه افزونه) و در آزمایش 2، دو گروه دیگر اطلاعات جذاب کلامی و تصویری را متناسب با شیوه ارائه اطلاعات اصلی دریافت کردند (به ترتیب، گروه متنی با جزئیات فریبنده و گروه گفتاری با جزئیات فریبنده). در هر آزمایش شرکت­کنندگان به طور تصادفی به گروه­ها منتسب شدند. در آزمایش 1، یک طرح بین آزمودنی تک عاملی و در آزمایش 2، یک طرح بین آزمودنی 2× 2 برای آزمودن اثرهای کاربندی‌های استفاده شدند. یادگیری شکل­گیری صاعقه از طریق آزمون­های نگهداری و انتقال و بار­شناختی از طریق مقیاس­های تلاش­ذهنی در یادگیری و آزمون­ها اندازه­گیری شد. همچنین، کارایی شرایط کار­بندی از طریق ترکیب اندازه­های یادگیری و بار شناختی محاسبه شد.

به طور کلی، پیش­بینی­ها تایید شدند. عملکرد بهتر گروه گفتاری نسبت به گروه متنی در اندازه­های چندگانه، اثر وجه حسی را آشکار کرد. امّا، عملکرد ضعیف­تر دانش­آموزان گروه­های افزونه نسبت به دانش‌آموز­انی که قالب­های­­ مو­جز (متن یا گفتاری اصلی) دریافت کرده بودند، اثر افزونگی شامل افزونگی کلامی (آزمایش1) و انسجام (آزمایش 2) را آشکار ساخت. همچنین، یافته­ها نشان داد که دانش­آموزان دارای هوش سیّال بالا از ارائه­های دو- وجهی بهره‌ی بیشتری می­برند و شرایط بدون جزئیات فریبنده برای دانش­آموزان دارای دانش کمتر کاراتر است. نتایج بر پایه الگوی پردازش دوگانه حافظه کاری و ظرفیت محدود مجرای دیداری تبیین شدند. استلزام­های نظری، عملی و روش­شناختی یافته­ها و محدودیت­ها و جهت‌گیری­های آینده مورد بحث قرار گرفتند.

کلیدواژه ها:

یادگیری چندرسانه­ای، حافظه کاری، روی­آورد یادگیرنده- محور، اصول طراحی، بار شناختی، تقسیم- توجه، وجه حسی، افزونگی، انسجام، دانش قبلی، هوش سیّال، اثربخشی آموزش، کارایی آموزش.



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 88/08/03

" اثربخشي آموزش مهارت هاي جستجوي شغلي به

روش كلوپ شغلي برخورد كارآمدي شغلي و سخت‌رويي دانشجويان"

 

نام و نام خانوادگي دانشجو: قباد يوسفي        پايان نامه: كارشناسي ارشد           رشته : مشاوره شغلي

دانشگاه : علامه طباطبايي (دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي) و مؤسسه كار وتأمين اجتماعي

اساتيد راهنما: دكتر ابوالفضل كرمي

كد پايان نامه:  52-  8707     MA                               سال:  1387

 

     چکیده:

      پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های جستجوی شغلی به روش کلوپ شغلی بر خودکارآمدی شغلی و سخت رویی دانشجویان نیمسال آخر صورت پذیرفته است.

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامي دانشجویان نیمسال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کنگاور می‌باشد که در سال تحصیلی 1387 – 1386 در دانشگاه مذکور مشغول تحصیل بوده و جویای کارند. بدین ترتیب كه از میان دانشجویانی که پس از فراخوان جهت شرکت در کارگاه آموزش مهارت های جستجوی شغلی به روش کلوپ شغلی ثبت نام نمودند، یک مصاحبه تشخیصی توسط پژوهشگر براي تشخیص دارا بودن شرایط شرکت در کارگاه به عمل آمد. در این مرحله از 84 نفر مراجع، مصاحبه به عمل آمد که 26 نفر از آن ها به دلیل نداشتن شرایط مذکور حذف شدند. از 58 نفر باقیمانده 30 نفر (15 نفر مرد و 15 نفر زن) جهت نمونه به طور تصادفی  انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. سپس پیش آزمون در دو گروه اجرا شد و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفته و گروه آزمایش به مدت 12 جلسه کارگاهی مهارت های جستجوی شغلی را به روش کلوپ شغلی آموزش دیدند. روش کلوپ شغلی رویکردی گروهی به مشاوره شغلی می باشد که برای یادگیری مجموعه رفتارها و مهارت های لازم به منظور یافتن مناسب ترین شغل و تصاحب آن است و این شیوه به افراد جویای کار کمک می کند که در کمترین زمان ممکن به جستجوی کار و یافتن آن بپردازند. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش عبارتند از: 1) پرسشنامه مهارت های کاریابی: ساخته اکبری (1384) با ضریب پایایی 91/0 بر اساس آلفای کرونباخ، 2) پرسشنامه خودکارآمدی عمومی: ساخته شررو همکاران (1982) با ضریب پایایی 85/0 بر اساس روش آلفای کرونباخ و 3) پرسشنامه زمینه یابی دیدگاه های شخصی (سخت رویی): ساخته کوباسا (1998) با ضریب پایایی  88/0 بر اساس آلفای کرونباخ.  پس از اجرای برنامه آموزشی (متغیر مستقل) در گروه آزمایش، بلافاصله پس آزمون در دو گروه اجرا شد و داده‌ها به‌وسیله آزمون آماری ( t - test) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مهارت های جستجوی شغلی به روش کلوپ شغلی در افزایش مهارت های کاریابی، خودکارآمدی شغلی و سخت رویی دانشجویان موثر است و بررسی ها و تحلیل های آماری صورت گرفته در مورد آزمون فرضیه های پژوهشی، تفاوت معنی داری را بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ مهارت‌های جستجوی شغلی، خودکارآمدی شغلی و سخت رویی نشان داده و تمامی فرضیه های پژوهش حاضر با 99 درصد اطمینان تأیید شدند.

 

واژه هاي کلیدی:   مهارت های جستجوی شغلی (مهارت های کاریابی)- کلوپ شغلی- خودکارآمدی شغلی-سخت‌رویی



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

نام و نام خانوادگي : ساره شعبان ايزكيان

استاد راهنما : محمدنقي فراهاني

استاد مشاور: عليرضا مرادي

تاريخ دفاع : ۱۳۸۱

رشته و گرايش : روانشناسي عمومی-کارشناسی ارشد

دانشگاه: تربیت معلم

این تحقيق با هدف بررسي مقايسه اي خشم(كنترل، كنترل بيروني و دروني)، بيان(بروز بيروني و دروني)، تجربه(واكنش خشمگينانه و خلق و خوي خشمگينانه)و سخت رويي(تعهد، مبارزه جويي، كنترل)درافراد سالم و افراد مبتلا به فشار خون بالا(فشار خون اوليه)انجام گرفت.

نتايج پژوهش نشان داد: كه بين افراد سالم و افراد مبتلا به فشارخون بالا، در شاخصهاي خشم(كنترل بيروني و دروني خشم، بروز بيروني و دروني خشم) تفاوت معني داري وجود دارد ، ولي در شاخصهاي خلق و خوي خشمگينانه و واكنش خشمگينانه تفاوت معني داري وجود ندارد.بين افراد سالم و بيمار در ميزان سخت رويي و همه مولفه هاي آن تفاوت معني داري مشاهده شد. بررسي اثر تعاملي نتايج نشان داد كه بين جنسيت و سلامت فقط درمورد شاخص بروز دروني خشم تعامل معني داري وجود دارد. بين جنسيت و سلامت در مورد سخت رويي و مولفه هاي آن تعامل معني داري وجود نداشت. نتايج در مورد جنسيت نشان مي دهد كه بين زنان و مردان در ميزان سخت رويي و شاخصهاي آن تفاوت معني داري وجود دارد. همچنين بين زنان و مردان در شاخصهاي خشم(كنترل، بيان، تجربه)تفاوت معني داري وجود نداشت



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

عنوان : بررسي رابطه بين سخت روئي و گرايش به افسردگي و اضطراب در بين زنان و مردان دانشجوي دانشگاههاي شهر تهران

تاريخ ارائه: 1380


دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

گروه:

نام دانشجويان: فرهاد جمهري 

مقطع تحصيلي: دكترا 

رشته تحصيلي: روانشناسي

اساتيد راهنما: حسن احدي استاد دكتري تخصصي روانشناسي ,   

اساتيد مشاور: علي دلاور ,     


کليد واژه: سخت روئي,تعهد,چالش,كنترل,گرايش به اضطراب,گرايش به افسردگي,hardiness,Commitment,Challenge,Control,Depression,anxiety 

چكيده: در پژوهش حاضر سخت رويي بعنوان سپري در مقابل دو اختلال متداول روانشناختي ، يعني گرايش به افسردگي و اضطراب مورد بررسي قرار گرفته است. فرضيه هاي تحقيق : 1- زناني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با زناني كه سخت روئي بيشتري دارند گرايش به افسردگي دارند. 2- زناني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با زناني كه سخت روئي بيشتري دارند اضطراب بيشتري دارند. 3- مرداني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با مرداني كه سخت روئي بيشتري دارند گرايش بيشتري به افسردگي دارند. 4- مرداني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با مرداني كه سخت روئي بيشتري دارند اضطراب بيشتري دارند. روش تحقيق : پس رويدادي. جامعه تحقيق : چهارصدو سي و سه نفر از دانشجويان دختر و پسر دانشگاههاي شهر تهران . روش نمونه گيري : تصادفي خوشه اي . تجزيه و تحليل داده ها نيز به روش رگرسيون چند متغيره صورت گرفته است. يافته هاي تحقيق : سخت روئي با گرايش به افسردگي و اضطراب در زنان رابطه معكوس دارد. همچنين اين ويژگي با افسردگي و اضطراب در مردان رابطه معكوس دارد. بدين ترتيب سخت روئي مي تواند بعنوان سپري از مقاومت در گرايش به افسردگي و اضطراب در زنان و مردان دانشجوي دانشگاه هاي شهر تهران مطرح باشد. نتيجه گيري و پيشنهادات: از آنجا كه سخت روئي يك مولفه مفيد شخصيتي تلقي شده و طبق شواهد موجود بخش عظيمي از اين ويژگي ممكن است اكتسابي باشد يافته هاي پژوهش حاضر مي تواند پيشنهادهايي را در جهت كسب اين صفت در دوران كودكي و يا حتي در محيط كار مطرح نمايد. اين پايان نامه همراه با كتابنامه و در 150 ص ارائه گرديده شده است. 2434پ  



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

عنوان : بررسي رابطه سبك دلبستگي و سخت رويي با آمادگي به اعتياد

 

تاريخ ارائه: 1381


دانشگاه: علامه طباطبائي

دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه

گروه:

نام دانشجويان: مصطفي عسگري 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي عمومي

اساتيد راهنما: حسن احدي استاد دكتري تخصصي روانشناسي ,  

اساتيد مشاور: محمدكاظم سليمي زاده استاديار دكترا روانشناسي ,    


کليد واژه: سبك دلبستگي,سخت رويي,اعتياد,تعهد,كنترل,چالش,Challenge,Control,Comitment,Attachment style,Hardness,Addiction 

چكيده: بررسي رابطه سبك دلبستگي و سخت رويي با آمادگي به اعتياد موضوع اين پژوهش مي باشد. سخت رويي زاييده دانشي است كه بر مبناي آن شخص به منابع بيشتري براي پاسخگويي به عوامل تنش زا دسترسي پيدا مي كند. با توجه به انوع سبك دلبستگي و ويژگي شخصيتي اين انتظار مي رود كه افراد ايمن و سخت رو گرايش و آمادگي به اعتياد كمتري دارند و با توجه به معضل اعتياد در جامعه كنوني ما ، پرداختن به عواملي كه زمينه ساز اعتياد مي شوند و نيز عاملي براي ايمن شدن در برابر عواملي كه سوق دهنده به سوي اعتياد هستند، اهميت اين پژوهش را مشخص مي سازد و هدف يافتن عواملي است كه قابل پيشگيري بودن اعتياد را نويد مي دهند. در پژوهش حاضر نقش سبك دلبستگي و سخت رويي در رابطه با آمادگي به اعتياد مورد بررسي قرار گرفته است و فرضيه هاي پژوهش از اين قرارند: 1- بين سبك دلبستگي از نظر ميزان آمادگي به اعتياد تفاوت معني داري وجود دارد؟ 2- بين سه سبك دلبستگي از نظر ميزان سخت رويي تفاوت معني داري وجود دارد؟ 3- بين سخت رويي و ميزان آمادگي به اعتياد رابطه معني داري وجود دارد؟ روش تحقيق اين پژوهش در مقوله مطالعات پس رويدادي مي باشد و روش نمونه گيري بصورت خوشه اي چند مرحله اي مي باشد. طبق يافته هاي اين پژوهش بين دلبستگي ايمن و ناايمن دو سوگرا و ناايمن اجتنابي با آمادگي به اعتياد تفاوت معني داري وجود دارد و همچنين بين سه سبك دلبستگي و سخت رويي با آمادگي به اعتياد تفاوت معني داري وجود دارد و فرضيه سوم بين سخت رويي و آمادگي به اعتياد رابطه معكوس معني داري وجود دارد. اين پايان نامه همراه با كتابنامه و در 115 ص ارائه گرديده شده است. 2857پ  



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

عنوان : بررسي ارتباط ويژگي شخصيتي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي در بين كارمندان مراكز توانبخشي بهزيستي شيراز

 

تاريخ ارائه: تير 1378


دانشگاه: علوم بهزيستي و توانبخشي

دانشکده: علوم بهزيستي و توانبخشي

گروه:

نام دانشجويان: سليمه بيگي فرد 

مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد 

رشته تحصيلي: روانشناسي باليني

اساتيد راهنما: عليرضا جزايري استاديار دكتري تخصصي روانشناسي باليني و روانكاو ,   

اساتيد مشاور: عباس پورشهباز مربي كارشناسي ارشد روانشناسي ,   سعيد شاملو استاد دكتري تخصصي روانشناسي ,     


کليد واژه: فرسودگي شغلي,سخت رويي,حمايت اجتماعي,استرس 

چكيده: در اين پژوهش به بررسي ارتباط ويژگي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي پرداخته است نمونه پژوهش 110 نفر از كارمندان مراكز توانبخشي شيراز مي باشند كه داراي مدرك تحصيلي سيكل به بالا هستند اين پژوهش از نوع همبستگي پس رويدادي است و ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه با سئوالات بسته است.داده ها با استفاده از روش هاي آماري تجزيه و تحليل گرديد و فرضيه هاي پژوهش بررسي گرديد.يافته ها حاكي از آنست كه فرسودگي شغلي با ويژگي شخصيتي سخت رويي با يكديگر ارتباط مثبت دارند.اما در بررسي ارتباط متغيرهاي دموگرافيك (سن،جنس،مدرك تحصيلي،وضعيت تاهل و سابقه كار)فرسودگي شغلي هيچگونه ارتباط معني داري بين اين متغيرها يافت نشد در بررسي تعيين ميزان فرسودگي شغلي نتايج نشان مي دهد كه بالاترين ميزان فرسودگي شغلي در مولفه احساس موفقيت فردي هم از نظر تكرار (89%) و هم از نظر شدت (74%) مي باشد.تحليل رگرسيون خطي كه بررسي دقيقي تر عوامل مورد مطالعه انجام گرفت مولفه تعهد بيشترين ارتباط را با فرسودگي شغلي داشت. اين پايان نامه همراه با جدول،پرسشنامه و در 151 صفحه ارائه گرديده شده است. اين پايان نامه با شماره 240 در كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي موجود مي باشد. 



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

بررسي ارتباط ويژگي شخصيتي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي در بين كاركنان مراكز توانبخشي بهزيستي شيراز, /سليمه بيگي فرد؛ به راهنمايي: عليرضا جزايري.

بيگي فرد، سليمه
159، كتابنامه
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، 1378.

در اين پژوهش به بررسي ارتباط ويژگي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي پرداخته است نمونه پژوهش 110 نفر از كارمندان مراكز توانبخشي شيراز مي باشند كه داراي مدرك تحصيلي سيكل به بالا هستند اين پژوهش از نوع همبستگي پس رويدادي است و ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه با سئوالات بسته است. داده ها با استفاده از روش هاي آماري تجزيه و تحليل گرديد و فرضيه هاي پژوهش بررسي گرديد. يافته ها حاكي از آنست كه فرسودگي شغلي با ويژگي شخصيتي سخت رويي و حمايت اجتماعي ارتباط معكوس دارد حمايت اجتماعي و ويژگي شخصيتي سخت رويي با يكديگر ارتباط مثبت دارند. اما در بررسي ارتباط متغيرهاي دموگرافيك (سن، جنس، مدرك تحصيلي، وضعيت تاهل و سابقه كار) فرسودگي شغلي هيچگونه ارتباط معناداري بين اين متغيرها يافت نشد در بررسي تعيين ميزان فرسودگي شغلي نتايج نشان مي دهد كه بالاترين ميزان فرسودگي شغلي در مولفه احساس موفقيت فردي هم از نظر تكرار (89%) و هم از نظر شدت (74%) مي باشد. در تحليل رگرسيون خطي كه بررسي دقيق تر عوامل مورد مطالعه انجام گرفت مولفه تعهد بيشترين ارتباط را با فرسودگي شغلي داشت.

وضعيت پايان نامه : دفاع شده - تاريخ دفاع: 1378


:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

مقايسه بين خشم(بيان ، كنترل، تجربه) و سخت رويي با بيماري فشارخون در افراد عادي و مبتلا, /ساره شعبان ايزكيان؛ به راهنمايي: محمدنقي فراهاني؛ استاد مشاور: عليرضا مرادي.

شعبان ايزكيان، ساره
113صفحه، جدول، پرسشنامه، ديسكت
پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت معلم، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، 1381.

تحقيق حاضر با هدف بررسي مقايسه اي خشم(كنترل، كنترل بيروني و دروني)، بيان(بروز بيروني و دروني)، تجربه(واكنش خشمگينانه و خلق و خوي خشمگينانه)و سخت رويي(تعهد، مبارزه جويي، كنترل)درافراد سالم و افراد مبتلا به فشار خون بالا(فشار خون اوليه)انجام گرفت., نتايج پژوهش نشان داد: كه بين افراد سالم و افراد مبتلا به فشارخون بالا، در شاخصهاي خشم(كنترل بيروني و دروني خشم، بروز بيروني و دروني خشم) تفاوت معني داري وجود دارد ، ولي در شاخصهاي خلق و خوي خشمگينانه و واكنش خشمگينانه تفاوت معني داري وجود ندارد.بين افراد سالم و بيمار در ميزان سخت رويي و همه مولفه هاي آن تفاوت معني داري مشاهده شد. بررسي اثر تعاملي نتايج نشان داد كه بين جنسيت و سلامت فقط درمورد شاخص بروز دروني خشم تعامل معني داري وجود دارد. بين جنسيت و سلامت در مورد سخت رويي و مولفه هاي آن تعامل معني داري وجود نداشت. نتايج در مورد جنسيت نشان مي دهد كه بين زنان و مردان در ميزان سخت رويي و شاخصهاي آن تفاوت معني داري وجود دارد. همچنين بين زنان و مردان در شاخصهاي خشم(كنترل، بيان، تجربه)تفاوت معني داري وجود نداشت.

وضعيت پايان نامه : دفاع شده - تاريخ دفاع: 6-1381


:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/11/08

حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود.

 

حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A مربیان لیگ برتر فوتبال در فصل مسابقات ۸۴-۸۳ بود. آزمودنی های این تحقیق را ۱۶ نفر از مربیان حرفه ای لیگ برتر با میانگین سنی ۹.۱۸±۵۲.۲۷ و سابقه مربیگری در لیگ ۶.۰۱±۱۱.۶۷ سال تشکیل دادند. نمونه های بزاقی در روز مسابقه در پنج مرحله (یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه، بین دو نیمه، پایان مسابقه و یک ساعت پس از مسابقه) جمع آوری شدند. برای تعیین غلظت کورتیزول و تستوسترون بزاقی از روش رادیو ایمونو اسی و برای تعیین میزان ایمونوگلوبولین A از روش نفلومتری و دستگاه می نی نف استفاده شد. داده های حاصل از تحلیل آزمایشگاهی نمونه های بزاقی، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (ANOVA) و آزمون تعقیبی شفه برای آزمون فرضیه ها استفاده شدند. نتایج این پژوهش با سطح معناداری P<۰.۰۵ نشان دادند که بین میزان غلظت کورتیزول بزاقی مربیان زمان استراحت با یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه، بین دو نیمه و پایان مسابقه و همچنین بین دو نیمه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین بین میزان غلظت تستوسترون بزاقی مربیان یک ساعت قبل از مسابقه با پایان مسابقه، پایان مسابقه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معناداری وجود داشت، اما تاثیر معناداری بر غلظت IgA بزاقی مربیان نداشت.
 

تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و IgA بزاقی مربیان لیگ برتر فوتبال ایران

 

دانلود کامل مقاله در لینک زیر:

دانلود فایل tasire feshare ravani mosabeghe.pdf

338 KB



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/10/02
 

 

هنجاريابي آزمون جديد شخصيتي نئو (NEO) و بررسي تحليلي ويژگيهاي و ساختار عاملي آن در بين دانشجويان دانشگاههاي ايران, / ميرتقي گروسي‌فرشي؛ به راهنمايي: هوشنگ مهريار.

گروسي‌فرشي، ميرتقي
288 صفحه، جدول، نمودار، كتابنامه
پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1377

به منظور هنجاريابي آزمون جديد شخصيتي نئو (NEOPI-R) و بررسي تحليلي ويژگيها و ساختار عاملي آن در بين دانشجويان دانشگاههاي ايران، نمونه‌اي با حجم 2000 نفر از بين جامعه آماري انتخاب گرديد. اين نمونه از بين دانشجويان دانشگاههاي تبريز و شيراز و دانشگاههاي علوم پزشكي اين دو شهر انتخاب گرديدند. فرم فارسي تهيه شده از آزمون NEO بر روي نمونه مورد پژوهش اجرا گرديد. مجموع پرسشنامه‌هاي فراهم شده از اين نمونه در فرم گزارش شخصي (فرم S) 1775 نفر و در فرم گزارش مشاهده‌گران (فرم R) 211 نفر بودند كه بعد از پالايش پرسشنامه‌هاي تكميل شده جمع باقي مانده از فرم 1656 S نفر و از فرم 200 R نفر بودند. تست NEOPI-R جانشين تست NEO است كه در سال 1985 براي اولين بار تهيه شده بود. در فرم سال 1985 سه عالم N، E و O رويه‌هاي مشخصي داشتند. در حاليكه دو عامل A و C فاقد رو به مشخصي بودند. در تست NEOPI-R رويه‌هاي مشخصي نيز براي عوامل A و C منظور شده است . از اين رو لفظ NEO ديگر نمي‌تواند مخفف سه عامل N، E و O باشد بلكه به عنوان نامي است كه براي اين تست انتخاب شده است . فرضه‌هاي زير در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است . -1 اين تست در مورد دانشجويان ايراني داراي همان ساختار عاملي خواهد بود كه در ممالك غربي بدست آمده است . -2 اين تست 6 رويه يا عامل فرعي را براي هر يك از پنج عامل اصلي در دانشجويان ايراني هم نشان خواهد داد. -3 ساختار عاملي تست ثابت است و بر اساس ويژگيهائي از قبيل جنس ، محل اقامت ، سن و طبقه اجتماعي افراد تغيير خواهد كرد. -4 ميانگين نمرات و پراكندگي آن در عوامل اصلي و 30 رويه آن بر اساس متغيرهائي چون جنس ، شهرستان، طبقه اجتماعي دانشجويان متفاوت خواهد بود. روش آماري عمده در بررسي فرضيات مذكور تحليل عوامل است . درجه ثبات عاملي تست بوسيله تكرار تحليل عوامل در دو گروه جنسي و مقايسه نتايج بدست آمده با يكديگر مورد ارزيابي قرار گرفته است . تحليل عوامل مجددي روي رويه‌هاي هر يك از عوامل انجام گرفته است تا وجود عوامل فرعي احتمالي در هر يك از عوامل اصلي مشخص گردد. براي ارزيابي اعتبار ملاكي تست از همبستگي فرم S و R، و براي ارزيابي پايائي تست از روش ثبات دروني (آلفاي كرونباخ) استفاده شده است . نمرات آزمون هم به صورت خام و هم بصورت نقاط صدكي محاسبه و ارائه شده است . اطلاعات بدست آمده توسط نرم‌افزار كامپيوتري SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و نتايج زير بر اساس فرضيات مطرح شده، بدست آمده است . - تحليل عوامل رويه‌هاي 30 گانه تست NEO حضور 5 عامل اصلي و يك عامل فرعي ناپايدار ششمي را نشان مي‌دهد. عامل ششم در نمونه كلي و در گروه مردان به شكلي و در گروه زنان به شكلي متفاوت ظاهر مي‌شود و لذا مي‌توان آن را عاملي وابسته به جنس و احتمالا برآمده از شرايط فرهنگي در ايران دانست . - تحليل عوامل رويه‌هاي 6گانه هر عامل بطور جداگانه نشان مي‌دهد كه خالصترين وامل، عوامل N و C است . عوامل E و A به لحاظ پيچيدگيهائي كه دارند، هر يك دو عامل را نشان مي‌دهند اما اغلب رويه‌ها روي هر دو عامل بار قابل ملاحظه‌اي دارند، اما رويه‌هاي عامل O فقط در مورد زنان دو عامل مستقل از يكديگر تشكيل مي‌دهند كه چون اين پديده فقط در مطالعه حاضر ديده شده است . از اينرو بنظر مي‌رسد كه اين امر ناشي از شرايط فرهنگي ايران باشد. - نتيجه تحليل عوامل مردان كاملا شبيه تحليل عوامل نمونه كلي است و هيچ تفاوت مشهودي در آن ديده نمي‌شود. - نتيجه تحليل عوامل زنان بجز در رويه‌هاي عامل انعطاف‌پذيري شبيه تحليل عوامل نمونه كلي است . در گروه زنان تركيب رويه‌هاي O1، O2، O3 و O5 همراه با رويه‌هاي E5 و جنبه منفي A5 عامل ناپايدار ششمي را تشكيل مي‌دهند كه با توجه به خصوصيات رويه‌هاي مذكور مي‌توان آن را خودشيفتگي ناميد. - ميانگين نمرات دانشجويان تبريز و شيراز در برخي از عوامل و رويه‌هاي آنها متفاوت از يكديگر بوده و اين تفاوت از نظر آماري معني‌دار است . - ميانگين نمرات گروه مردان و گروه زنان در برخي از عوامل و رويه‌هاي آنها متفاوت از يكديگر بوده و اين تفاوت از نظر آماري معني‌دار است . - ميانگين نمرات نمونه مورد بررسي به تفكيك تعامل جنسي و سواد پدر نيز در برخي از جهات متفاوت از يكديگرند.

دانشجو / ايران / دانشگاه / ساختار عاملي / ميزان كردن (در آزمون‌سازي) / آزمون شخصيتي
College student / Iran / University / Factorial structure / Standardization / Personality test


:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/06/14
چكيده

بررسي انگيزش تحصيلي درميان دانشجويان رشته هاي مختلف باتاكيد بر باورهاي شناخت شناسي 

    دانشجوي رشته ي آموزش و پرورش دبستاني و پيش دبستاني

هدف از اين پژوهش بررسي انگيزش تحصيلي در ميان دانشجويان رشته هاي مختلف با تاكيد بر باور هاي شناخت شناسي آنان بوده است. گروه نمونه ي مورد مطالعه در اين پژوهش شامل 120 نفر از دانشجويان دختر(67)و پسر(53) سال دوم چهار رشته در دانشگاه شيراز بوده است كه به شيوه ي نمونه گيري خوشه اي انتخاب شدند.ابزار مورد استفاده براي گردآوري اطلاعات شامل مقياس هدف گرايي اليوت و مقياس باورهاي شناخت شناسي شومر بود. به منظور تحليل اطلاعات گردآوري شده  از روش تحليل واريانس يك طرفه و آزمونt  مستقل استفاده گرديد.ضمنا رشته ها نيز بر اساس طبقه بندي بيگلن انتخاب شدند. نتايج اين تحقيق حاكي از آن بود كه در ميان دانشجويان رشته هاي مختلف تفاوت معناداري در زمينه ي انگيزش و باورهاي شناختي وجود دارد. (فاطمه سامانی)



:: موضوعات مرتبط: پایان نامه ها
ن : فاطمه بیدی
ت : 87/06/13
تصاویر زیباسازی نایت اسکین